حالامستند؛ فساد مهندسیشده در فضای داوریها، از هیأتهای انتخاب و بازبینی گرفته تا داوری نهایی، به سمّ کشندهای تبدیل شده که دارد ریشه اغلب جشنوارهها را میخشکاند. چون زدوبندها میان آدمهای حاضر در این فرآیند، آنچنان گلدرشت شده که این روزها دم خروس بدجوری بیرون زده است.
کافی است نام عوامل برخی از جشنوارههای رنگارنگی که در طول سال برگزار میشوند را همراه اسامی داوران، با دقت و تأمل کنار هم بگذارید و جستوجویی ساده در فضای رسانهای داشته باشید؛ به افراد مشترکی میرسید که قرار گرفتنشان در کنار یکدیگر، معنایی فراتر از یک تلاقی ساده پیدا میکند.
در این میان، شاخصها و استانداردهای حرفهای داوری در جشنوارههای ریز و درشت که در طول سال برگزار میشوند، عملاً به حاشیه رانده شده و رابطههای خاص، بر هر معیار تخصصی دیگری ارجحیت پیدا میکند. بارها دیده شده و باز مشاهده میشود افرادی به عنوان داور جشنوارهای معرفی میشوند که نه سابقهای جدی در نقد، تحلیل و تفسیر فیلم داشته و نه کارنامهای که نشان دهد بر متر و میزان ارزیابی یک اثر سینمایی اشراف دارند.
این آدمها که از قضا هر روز نام و عکسشان به بهانهای، اغلب غیرسینمایی، در رسانهها خودنمایی میکند، توسط افرادی که معلوم نیست چگونه اینچنین پفکی به دمودستگاه اجرایی جشنوارهها راه یافتهاند، به شکلی کاملاً بادکنکی روزبهروز بزرگتر میشوند.
این یک هشدار جدی به مدیران سینمایی کشور است که اگر برای مقابله با روند غالب در فرآیند انتخاب و داوری جشنوارهها اقدامی نکنند، دود این آتش خانمانسوز، پیش از همه به چشم خودشان خواهد رفت.







