12

از بدرلو تا مرادی کرمانی؛ معاونت مستند در آستانه یک آزمون تازه

  • کد خبر : 14482
  • ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۹
از بدرلو تا مرادی کرمانی؛ معاونت مستند در آستانه یک آزمون تازه
عبدالحسین بدرلو در پایان مسئولیت خود، مرکزی را تحویل می‌دهد که از نظر ساختار تولید، تجربه و نیروی انسانی، ظرفیت بالایی دارد؛ اما همچنان با پرسش‌های بزرگی درباره مخاطب، اقتصاد مستند، اکران، تنوع نگاه‌ها و نسبت سینمای مستند با جامعه مواجه است.

حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: تغییر معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، بیش از آنکه یک جابه‌جایی مدیریتی معمول باشد، می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در سیاست‌گذاری و مدیریت سینمای مستند ایران تلقی شود.

عبدالحسین بدرلو پس از حدود چهار سال حضور در مرکز گسترش، جای خود را به هومن مرادی کرمانی داده است؛ تغییری که درست در آستانه بیستمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» رخ داده و از این جهت، اهمیت آن دوچندان است. بدرلو از سال ۱۴۰۱ به مرکز گسترش پیوست و در دوره‌ای پرالتهاب، مسئولیت معاونت مستند را بر عهده گرفت. اکنون نیز با انتقال او به مدیریت مستند بنیاد روایت فتح، مرادی کرمانی که پیش از این مدیر مستند مرکز بود، سرپرستی معاونت مستند را بر عهده گرفته است. اما پرسش مهم‌تر این است: بدرلو چه میراثی برای معاونت مستند بر جای گذاشته و مرادی کرمانی قرار است چه چیزی را تغییر دهد؟

بدرلو؛ مدیری در میانه تولید، سیاست و بحران

دوره عبدالحسین بدرلو را نمی‌توان تنها با تعداد فیلم‌های تولیدشده یا تعداد جلسات و تصمیم‌های اداری ارزیابی کرد. او در شرایطی مسئولیت گرفت که مرکز گسترش با چند مسئله هم‌زمان روبه‌رو بود. که از جمله می‌توان به ضرورت حفظ جایگاه حاکمیتی مرکز در تولید مستند، افزایش مطالبه‌گری صنفی، بحران اقتصادی تولید، دشواری اکران مستند و فاصله روزافزون میان تولید مستند و مخاطب عمومی اشاره کرد.

در سخنان مدیرعامل مرکز در مراسم تکریم بدرلو نیز بر ویژگی‌هایی چون گفت‌وگو، تعامل، سعه صدر و مدیریت فرهنگی او تأکید شد؛ ویژگی‌هایی که برای مدیریت نهادی مانند مرکز گسترش، کم‌اهمیت نیستند. محمد حمیدی‌مقدم صراحتاً گفت که مدیریت فرهنگی بدون اندیشه و گفت‌وگو محکوم به شکست است.

یکی از نکات قابل توجه در دوره بدرلو، حضور فعال او در تعامل با صنوف و تهیه‌کنندگان بود. جلساتی درباره جایگاه تهیه‌کننده در سینمای مستند و همچنین پروژه مستندنگاری طرح‌های ملی با حضور او برگزار شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد معاونت مستند صرفاً درگیر انتخاب و تولید فیلم نبود و بخشی از انرژی مدیریتی خود را به مسائل ساختاری سینمای مستند اختصاص داده بود.

از سوی دیگر، دوره بدرلو را باید دوره تلاش برای تثبیت جایگاه مستند به عنوان یک ابزار فرهنگی و اجتماعی نیز دانست. اکران، حضور آثار در جشنواره، تولیدات مرتبط با مسائل ملی و اجتماعی و توجه به مستندسازان استان‌ها، بخشی از این مسیر بود. اما در ارزیابی منصفانه، این دوره بی‌نقص هم نبود.

بزرگ‌ترین پرسش درباره معاونت مستند در سال‌های گذشته، همچنان نسبت میان تولید و مخاطب است. سینمای مستند ایران فیلم تولید می‌کند، جشنواره برگزار می‌کند و حتی در عرصه بین‌المللی افتخارات متعددی دارد، اما هنوز نتوانسته است به یک نظام پایدار برای رساندن مستند به مخاطب گسترده دست پیدا کند.

خود مدیران مرکز نیز پیش‌تر بر این مسئله تأکید کرده‌اند که اکران مستند در پلتفرم‌ها و تلویزیون باید جدی‌تر دنبال شود؛ زیرا مستند برخلاف فیلم داستانی، به تداوم دیده‌شدن نیاز دارد. بنابراین اگر بخواهیم کارنامه بدرلو را منصفانه در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت بدرلو با تمام تلاشهای مستمری که داشت، بیشتر مدیری برای تثبیت و تعامل بود، چون امکان بازتعریف کامل مدل سینمای مستند در دوره‌ی او محقق نشد. حالا در وضعیت تازه نیز دقیقاً همین نقطه، جایی است که مرادی کرمانی وارد میدان می‌شود.

هومن مرادی کرمانی؛ مدیری از درون ساختار مستند

هومن مرادی کرمانی چهره‌ای بیرون از ساختار مرکز نیست. او پیش از این مدیر مستند مرکز گسترش بوده و در سال‌های اخیر در کنار معاونت مستند و مدیرعامل مرکز در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌های مختلف حضور داشته است. بنابراین با سازوکار تولید، مناسبات صنفی، مسائل مستندسازان و ساختار اداری مرکز بیگانه نیست.

مرادی کرمانی از همان دوره‌ای که بدرلو معاون مستند بود، در جلسات مرتبط با تهیه‌کنندگان و مسائل تولید حضور داشت و در تصمیم‌های مربوط به سیاست‌های مستند مرکز مشارکت می‌کرد. حتی در پروژه‌هایی که رویکرد متفاوت و بعضاً انتقادی نسبت به موضوعات حساس داشتند، نام او در کنار مدیرعامل و معاون مستند مرکز به عنوان یکی از مدیرانی آمده که از پروژه حمایت کرده‌اند.

از این منظر، مرادی کرمانی احتمالاً مدیری خواهد بود که کمتر نیاز به شناخت دوباره ساختار دارد و بیشتر می‌تواند از همان روز نخست وارد مرحله تصمیم‌گیری شود. این مزیت البته یک خطر هم دارد. اگر مدیر جدید بیش از اندازه در ساختار موجود حل شود، ممکن است تغییر چندانی در وضعیت موجود ایجاد نکند. بنابراین آزمون اصلی مرادی کرمانی، نه شناخت مرکز، بلکه توانایی تغییر مرکز از درون آن است. به عبارتی مرادی کرمانی باید از مدیریت تولید به مدیریت زیست‌بوم مستند برسد، چرا که معاونت مستند مرکز گسترش امروز دیگر نمی‌تواند فقط یک دفتر تولید فیلم باشد.

آنچه که مسجل است، سینمای مستند ایران به یک زنجیره کامل، شامل ایده، پژوهش، تولید، پس‌تولید، جشنواره، اکران، پلتفرم، مخاطب، بازگشت سرمایه و تولید بعدی نیاز جدی دارد. اگر یکی از حلقه‌ها از کار بیفتد، کل چرخه آسیب می‌بیند.

مرادی کرمانی اگر بخواهد دوره مدیریتی خود را از دوره‌های پیشین متمایز کند، باید نگاه خود را از فیلم به اکوسیستم مستند گسترش دهد. یعنی در کنار تولید فیلم، برای اکران، بازار، پلتفرم، آموزش، پژوهش، تولید منطقه‌ای، صادرات فرهنگی و ارتباط با جشنواره‌های جهانی نیز سیاست مشخص داشته باشد.

سینماحقیقت؛ اولین آزمون جدی کرمانی

مهم‌ترین آزمون فوری مرادی کرمانی، بیستمین جشنواره «سینماحقیقت» است. جشنواره‌ای که به بیستمین دوره‌ی خود رسیده، دیگر صرفاً یک رویداد سالانه نیست؛ بلکه بخشی از حافظه و هویت سینمای مستند ایران است. اما سؤال اینجاست آیا سینماحقیقت باید فقط ویترین سینمای مستند ایران باشد یا موتور محرک آن؟ به نظر می‌رسد مورد دوم پاسخ درست است، چون سینماحقیقت می‌تواند محل کشف استعدادهای تازه، گفت‌وگوی صنفی، ایجاد بازار، ارتباط با شبکه‌های تلویزیونی و پلتفرم‌ها، ارتباط بین‌المللی و حتی تعیین جهت‌گیری‌های آینده سینمای مستند باشد.

در این میان، مسئله کیفیت نیز اهمیت ویژه دارد. زیرا در جلسات سیاست‌گذاری دوره بیستم، موضوع کیفیت انتخاب آثار، ارتقای بخش‌های فنی و توجه ویژه به آثار جایزه شهید آوینی مطرح شده است. این تأکید بر کیفیت باید به یک سیاست دائمی تبدیل شود، نه اینکه صرفاً در یک شعار جشنواره‌ای باقی بماند.

چند پیشنهاد برای مرادی کرمانی

اگر قرار باشد برای معاون مستند جدید چشم‌اندازی ترسیم کنیم، پنج اولویت بیش از همه اهمیت دارد:

۱. افزایش سرمایه اجتماعی مرکز گسترش

مرکز گسترش باید برای مستندسازان نه فقط یک سرمایه‌گذار دولتی، بلکه یک شریک حرفه‌ای باشد. شفافیت در انتخاب طرح‌ها، اعلام معیارهای داوری، پاسخ‌گویی درباره رد یا پذیرش پروژه‌ها و کاهش فاصله میان مدیران و بدنه سینمای مستند می‌تواند سرمایه اجتماعی مرکز را افزایش دهد.

۲. عبور از تهران‌محوری

سینمای مستند ایران فقط سینمای مستندسازان تهران نیست. اتفاقاً یکی از بزرگ‌ترین ذخایر داستانی ایران در استان‌های دور و نزدیک کشور است. مرکز باید به جای اینکه صرفاً منتظر طرح‌های آماده بماند، به کشف سوژه و استعداد در جغرافیای ایران برود.

۳. حل مسئله اکران

اگر مستند فقط در «سینماحقیقت» دیده شود، چرخه ناقص است. ضرورت دارد مرکز گسترش یک برنامه جدی برای اکران مستند در سینماها، پلتفرم‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، مراکز فرهنگی و حتی شبکه نمایش خانگی با ۷دف اینکه هر فیلم مستند، مخاطب خودش را پیدا کند. طراحی کند.

۴. حمایت واقعی از فیلم‌های تجربه‌گرا

مرکز گسترش نباید فقط به تولید فیلم‌های مطمئن و قابل پیش‌بینی اکتفا کند. سینمای مستند زمانی زنده می‌ماند که به فیلمساز اجازه تجربه فرم، زبان و روایت بدهد. بخشی از بودجه معاونت مستند می‌تواند به شکل یک صندوق ریسک برای فیلم‌های خلاق و تجربه‌گرا اختصاص پیدا کند؛ فیلم‌هایی که شاید تضمین تجاری نداشته باشند، اما می‌توانند آینده سینمای مستند را بسازند.

۵. تعریف دوباره نسبت مستند و ایران امروز

ایران امروز پر از سوژه است؛ بحران آب، مهاجرت، تغییرات اقلیمی، سالمندی، نسل نوجوان و جوان، اقتصاد خانواده، تغییر سبک زندگی، حاشیه‌نشینی، میراث فرهنگی، فضای سیاسی، محیط زیست، فناوری و هوش مصنوعی، تغییرات روستاها و شهرها و ده‌ها موضوع دیگر. اما سفارش دادن فیلم درباره یک موضوع با اجازه دادن به مستندساز برای کشف حقیقت آن موضوع تفاوت دارد. مرکز باید میان سیاست فرهنگی و استقلال نگاه مستندساز تعادل ایجاد کند.

بدرلو چه چیزی به مرادی کرمانی تحویل داده است؟

عبدالحسین بدرلو در پایان مسئولیت خود، مرکزی را تحویل می‌دهد که از نظر ساختار تولید، تجربه و نیروی انسانی، ظرفیت بالایی دارد؛ اما همچنان با پرسش‌های بزرگی درباره مخاطب، اقتصاد مستند، اکران، تنوع نگاه‌ها و نسبت سینمای مستند با جامعه مواجه است. او در مراسم تکریم خود گفت که فیلمسازان برای ادای دین به ایران فیلم می‌سازند و تأکید کرد نباید به کار کم قانع شد. حالا این حرف می‌تواند به یک مطالبه از مدیر جدید تبدیل شود که با محوریت کم قانع نشدن، فقط به معنای بیشتر تولید کردن نیست؛ به معنای بهتر دیدن، متفاوت‌تر اندیشیدن و بیشتر دیده شدن است.

مرادی کرمانی در شرایطی مسئولیت معاونت مستند را پذیرفته که اقتصاد سینما دشوارتر شده، هزینه تولید افزایش یافته، مخاطب تغییر کرده، پلتفرم‌ها معادلات تماشای فیلم را دگرگون کرده‌اند و نسل تازه‌ای از مستندسازان با زبان‌ها و دغدغه‌های متفاوت وارد میدان شده‌اند. بنابراین شاید بزرگ‌ترین مأموریت او این نباشد که همان مسیر را بهتر ادامه دهد؛ بلکه باید مشخص کند کدام بخش از مسیر دیگر جواب نمی‌دهد. بیستمین «سینماحقیقت» می‌تواند اولین نشانه این تغییر باشد. اگر این جشنواره بتواند علاوه بر نمایش فیلم‌های خوب، به محل کشف استعداد، گفت‌وگوی واقعی با صنوف، ایجاد بازار، ارتباط بین‌المللی و شکل‌گیری سیاست‌های تازه برای تولید و اکران تبدیل شود، می‌توان گفت معاونت مستند وارد مرحله جدیدی شده است. در غیر این صورت، تغییر مدیر ممکن است صرفاً تغییر یک نام در ساختار اداری باشد.

سینمای مستند ایران امروز بیش از آنکه به مدیر تازه نیاز داشته باشد، به نگاه تازه نیاز دارد؛ و حالا نوبت هومن مرادی کرمانی است که نشان دهد این نگاه تازه را تا چه اندازه می‌تواند به سیاست، برنامه و عمل تبدیل کند. این تغییر مدیریتی را باید در نهایت نه با تعداد احکام و جلسات، بلکه با کیفیت فیلم‌ها، میزان اعتماد مستندسازان، گستره مخاطبان و جایگاه سینمای مستند ایران در جهان سنجید.

 

لینک کوتاه : http://halamostanad.ir/?p=14482

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

فرم جستجو