حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: نگارنده این یادداشت، با دلی پرخون و قلبی شکسته از احوال این روزگار میهن و زخمهای انباشته بر تن وطن، این چند سطر را مینویسد؛ نه از سر کینه و نه با نیت سیاسی. آنچه پیشروست، بیانیهای جناحی نیست، بلکه نگاهی رسانهای و سینمایی است به رویدادی که نام «جشنواره فیلم» را با خود دارد، اما این روزها بیش از هر چیز از ذات سینما فاصله گرفته است. این یادداشت کوتاه، تلاشی است برای دفاع از شأن هنر، استقلال سینما و حق نقد در میانهی سیل روایتهای جهتدار سیاسی.
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، امروز بیش از آنکه میدان نمایش تنوع، خلاقیت و گفتوگوی سینمای ایران باشد، به عرصهی کنشها و واکنشهای سیاسی تقلیل یافته است. چرا که با بهانه قرار دادن گفتههای شخصی چند خارجنشین و حسابهای کاربری جعلی در شبکههای اجتماعی، فضایی ملتهب شکل گرفته تا هجومی بیمحابا از سوی جریانی جزماندیش علیه سینماگران و روزنامهنگاران مستقل داخل کشور سامان داده شود؛ هجومی که هدفش نه گفتوگو، بلکه جدال در نزد افکار عمومی است.
البته دبیر جشنواره فیلم فجر که پیشتر با حذف گسترده منتقدان و روزنامهنگاران کنشگر، میدان را از صداهای پرسشگر خالی کرده بود، در پس این هیاهوی جهتدار پنهان شده تا شاید ضعفهای عیان جشنواره در برنامهریزی،انتخاب آثار و کیفیت اجرا از دید جامعه پنهان بماند. این میان؛ سازمان سینمایی دولت وفاق نیز با سکوتی معنادار، در مقام تماشاگر بیاراده ایستاده و میدان را به جریانهای تمامیتطلب واگذار کرده است.
آنچه امروز در فجر چهلوچهارم میگذرد، یکی از سیاسیترین دورههای تاریخ این جشنواره است؛ جایی که وجه ایدئولوژیک بر وجه هنری سایه انداخته و با حضور پررنگ تهیهکنندگان سفارشی و انبوه فیلمهای ارگانی، فجر را به رویدادی کماعتبار تقلیل داده است. اگر این مسیر ادامه یابد، فجر نه جشن سینما، که اعلام رسمی افول نقد، گفتوگو و استقلال در مهمترین ویترین سینمای ایران خواهد بود.







