حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با محور قرار دادن فیلم شیر سنگی ساختهی مسعود جعفریجوزانی و چهرهی علی نصیریان، بیش از آنکه یک «پوستر جشنواره» باشد، به بازنمایی مستقیم یک خاطرهی سینمایی بدل شده است؛ خاطرهای محترم، اما متوقف در گذشته. انتخاب علی نصیریان با حمایل بر شانه، بیتردید حامل بار نمادین از پهلوانی، ریشه و اسطوره است؛ ارجاعی آشکار به سینمای هویتمحور دهههای پیش که فجر میکوشد خود را وارث آن معرفی کند.
اما مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود. پوستر، به جای آنکه میراث را به زبان امروز ترجمه کند، به بازتولید خام و مستقیم آن بسنده کرده است.
از منظر گرافیکی، با اجرایی دمدستی و کمریسک مواجهایم؛ تصویری آشنا، بدون مداخلهی خلاقانه، فاقد ایدهپردازی فرمی و بیاعتنا به ظرفیتهای زبان بصری معاصر.
این در حالی است که پوسترهای جشنوارههای معتبری چون کن، ونیز، برلین یا لوکارنو، حتی زمانی که به گذشته یا اسطوره ارجاع میدهند، آن را در قالبی مدرن، مینیمال و چندلایه بازآفرینی میکنند. آن پوسترها صرفاً تصویر نیستند؛ «بیانیهی بصری»اند.
پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴ اما بیشتر شبیه پوستر یک فیلم کلاسیک است تا ویترین یک رویداد سینمایی معاصر. مخاطب امروز، که با زبان گرافیک جهانی، طراحی مفهومی و روایت بصری پیچیده خو گرفته، در برابر این تصویر با چالشی مواجه نمیشود. هیچ تعلیق بصری، هیچ ابهام معناشناسانه و هیچ گفتوگویی میان گذشته و اکنون شکل نمیگیرد. همهچیز مستقیم، صریح و مصرفشده است.
این انتخاب، ناخواسته تصویری محافظهکارانه از جشنواره ارائه میدهد؛ جشنوارهای که به جای پرسش از امروز و آیندهی سینمای ایران، به گذشته پناه میبرد.
احترام به تاریخ، زمانی معنا دارد که به بازآفرینی خلاقانه منجر شود، نه به ایستایی بصری. پوستر فیلم فجر ۴۴، بیش از آنکه مخاطب را دعوت کند، او را به تماشای یک قاب نوستالژیک فرا میخواند؛ قابی که برای سینمای امروز، دیگر کافی نیست.







