حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: تماشای فیلم مستند «تازهنفسها» به کارگردانی کیانوش عیاری که در تابستان سال ۱۳۵۸ تولید شد، بیش از آنکه بازگشتی نوستالژیک به سالهای ابتدایی پس از انقلاب باشد، مواجههای تلخ با اکنونِ ما است.
خیابانهایی که در تابستان ۵۸ مملو از گفتوگو، شور، جدل و امید به ساختن آیندهای بهتر بودند، امروز همان خیابانها را در هیأت اعتراض، خستگی و مطالبهگری دوباره میبینیم؛ با این تفاوت که آن «تازهنفسی» حالا به «نفستنگی» بدل شده است.
عیاری بدون نریشن و قضاوت، جامعهای را ثبت میکند که در حال حرفزدن با خودش است؛ جامعهای که هنوز باور دارد گفتوگو میتواند مسیر اقتصاد، سیاست و زندگی را تغییر دهد.
امروز اما همان مردم، از جمله بازاریان، دیگر گفتوگو را کافی نمیدانند. اعتراض به گرانی، تورم افسارگسیخته و رکود بازار، نتیجه سالها انباشت بحران و بیپاسخماندن مطالبات است؛ مطالباتی که زمانی در قالب بحثهای خیابانی و فروش کتابهای سیاسی و اقتصادی بروز میکرد و حالا در قالب تعطیلی مغازهها و فریاد برای معیشت.
مستند «تازهنفسها» سند تولد یک امید جمعی است و اعتراضات امروز، سند فرسایش همان امید. شباهت این دو در یک چیز است: مردم هنوز در صحنهاند.
تفاوتشان اما در این است که آنجا مردم آینده را طلب میکردند و اینجا، حداقلهای زیستن را.
مستند عیاری ناخواسته آینهای است که از دل گذشته، امروز را نمایان میکند؛ اینکه مسئله فقط اقتصاد نیست، بلکه شکاف میان وعده و واقعیت، میان مشارکت و حذف، میان شنیدن و نشنیدن است.
شاید «تازهنفسها» امروز بیش از هر زمان دیگری این هشدار را میدهد، جامعهای که نفسش به شماره بیفتد، دیر یا زود صدایش بلند میشود!







