حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» در آستانه آغاز، بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین نگاه منتقدان، رسانهها و خودِ مستندسازان قرار دارد؛ رویدادی که همواره نقشی تعیینکننده در صورتبندی جریان مستند ایران داشته، اما اینبار در میانهی تنگناهای ساختاری سازمانی و مطالبهگری فزایندهی جامعهی حرفهای برگزار میشود.
در وهلهی نخست، آثار حقیقت نوزدهم از نظر کمی تنوع آثار امیدبخش است؛ اما مسئله، عدم توازن میان آثار مستقل و پروژههای سفارشمحور و تولیدات ارگانی است. این شکاف، کیفیت نهایی را تحتتأثیر قرار میدهد و پرسشهای مهمی را درباره مسیر رشد مستندسازی حرفهای مطرح میکند.
در بخش کیفی نیز با توجه به اطلاعات دریافت شده از مستندهای راه یافته به جشنواره، هرچند برخی فیلمها نوید نگاههای تازه و زبان تصویری جسورانه میدهند، اما همچنان با پدیدهی «جزماندیشی» سینمای مستند مواجهیم؛ مشکلی که سالهاست در زیباییشناسی مستند ایرانی ریشه دوانده و نیازمند بازنگری جدی است.
در شکل برگزاری، تمرکز جشنواره بر پردیس سینمایی ملت تصمیمی واقعگرایانه است؛ هرچند برخی از چالشهای روتین موجود این پردیس ممکن است تجربهی تماشاگر حرفهای را دچار تردید کند. با این حال، جذب مخاطب عام و ایجاد فضای گفتگو میان نسلهای مختلف مستندسازان یکی از امتیازهای بالقوه این دوره خواهد بود؛ به شرط آنکه بهجز برگزاری کارگاهها، برنامهریزی برای برگزاری نشستها و نقدهای فیلمهای حاضر جشنواره صورت گیرد.
اما شاید مهمترین نقطهی عطف، انتظار مستندسازان است؛ نسلی که از جشنواره مطالبهی شفافیت، عدالت در انتخاب آثار و حمایت عملی پس از نمایش دارند. .
در فضای رسانهای نیز امسال پیشبینی میشود نقدها گزندهتر، مطالبهمحورتر و کمتر ملاحظهکار باشند؛ چرا که جامعه منتقدان نسبت به رکود برخی رویکردهای فرمی و محتوایی، و همچنین نقش نهادهای دولتی در مسیر تولید، حساستر از گذشته شده است.
با وجود تمام این چالشها، «سینماحقیقت» همچنان مهمترین ویترین مستند ایران است؛ بستری که اگر به تقویت «استاندارد حرفهای»، «شفافیت سازوکار»، «گفتوگوی انتقادی» پایبند بماند، میتواند دورهای جریانساز را رقم بزند؛ وگرنه خطر فرسایشی شدن سینماحقیقت بسیار جدی خواهد بود.







