حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: تا دو هفته دیگر، در راهرویهای نوزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»، وقتی پوسترها یکییکی کنار هم مینشینند و باکس فیلمها در جدول اکران جشنواره رخ نشان میدهد، باید چیزی فراتر از یک برنامهنمایی بسیط دیده شود؛ تنوعی از جهانهای ریز و درشت که هرکدام شعلهای از واقعیت معاصر را حمل میکنند.
در این دوره از سینما حقیقت، مخاطبان میخواهند، سوژهها نه در یک سطر خلاصه شوند و نه در یک نَسَق تکراری جا بگیرند؛ از روایتهای محیطزیستی و بدنمحور تا پرترههای شخصی، از بحرانهای شهری تا روایتهای دیدهنشدهی مناطق دوردست، و از تجربههای فرمگرایانه تا مشاهدههای کلاسیک، همه در کنار هم باید نشان بدهند «مستند» هنوز ظرفیت غافلگیر کردن دارد.
جذابیت اصلی باکس سینماحقیقت نوزدهم، در گریز از یکنواختی است؛ فیلمها بیش از فکر کردن به ویترینسازی جشنواره، زبان خود را داشته باشند. چرا که مخاطب انتظار دارد برخی از مستندها با ریتمی تند و مونتاژی حسابشده جلو بروند، برخی دیگر با پلانهای بلند و سکوتهای سنجیده، و برخی هم مرز میان حقیقت و بازآفرینی را جابهجا کنند. همین تکثر فرمی و محتوایی است که به مخاطب و منتقد اجازه میدهد «سینماحقیقت» را نه یک سبد موضوعی یکدست، بلکه مجموعهای از امکانها ببیند.
با این حال، دغدغهی همیشگی همچنان سر جای خود است: ترس از اینکه انتخابها و داوریها ناخودآگاه به سوی یک گونه، یک لحن یا یک نوع سیاستگذاری معین میل کند؛ همان نگرانی قدیمی مخاطبان که مبادا فیلمهایی با روحیه و ذائقه نزدیک به مستندهای ادوار گذشته، مسیر هموارتری به سوی تندیس فیروزهای پیدا کنند. اما امید این دوره در همین جاست: اینکه جشنواره نوزدهم بیش از هر سال دیگر، «مستند» باشد؛ نه آمیخته به اولویتهای بیرونی، نه گرفتار فرمهای درونی تکرار شده.
اگر در سالنهای این دوره، هوای خالص مستند تنفس شود، هوایی که از زندگی میآید و دوباره به زندگی برمیگردد، سینماحقیقت میتواند به یادماندنیترین فصل خود را رقم بزند.







