حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: این روزها که پردیس سینمایی ملت بهعنوان میزبان نوزدهمین جشنواره بینالمللی «سینما حقیقت» قطعی شد، بحث انتخاب مکان مناسب برای بزرگترین رویداد مستند کشور دوباره در مرکز توجه قرار گرفته. پردیس ملت با وجود استانداردهای قابلقبول در بازسازی سالنها، همچنان با چالشهایی از جمله: معماری درونی پیچیده، مسیرهای سردرگمکننده و لابی کوچک که در ساعات پرتردد امکان تعامل حرفهای میان منتقدان، پژوهشگران و فیلمسازان را محدود میکند روبروست؛ بخشی که در جشنواره مستند اهمیتی اساسی دارد.
اما نقد ملت زمانی دقیقتر میشود که آن را در نسبت با وضعیت کنونی دیگر گزینهها ببینیم. پردیس چارسو، میزبان سالهای درخشان «سینما حقیقت»، امروز از کارکرد گذشته فاصله گرفته است؛ لابی آن عملاً به فضای تجاری و فروشگاهی بدل شده و هویت فرهنگیاش تضعیف شده است. چارسو دیگر آن «خانهی طبیعی» مستندسازان نیست؛ جایی که حضور در آن بخشی از تجربه جشنواره محسوب میشد.
از سوی دیگر، ایرانمال با وجود سالنهای استاندارد، تجهیزات مدرن و کیفیت فنی مثالزدنی، زیر سایهی بحرانهای انحلال بانک آینده و حواشی سنگین پیرامون مالک آن قرار گرفته است. این موضوع هم از منظر مدیریت فرهنگی و هم از جنبه نگاه رسانهای فضایی ناامن و ملتهب ایجاد میکند که میتواند تمرکز جشنواره و اعتبار آن را مخدوش کند. فاصله جغرافیایی و ابعاد عظیم مجموعه نیز احساس همگرایی و تجمع جشنوارهای را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، پردیس ملت با همهی کاستیهایش به «مطلوبترین گزینه موجود» بدل میشود؛ نه گرفتار تجاریسازی افراطی چارسو است و نه زیر بار حواشی مدیریتی ایرانمال. ملت اکنون موقعیت میانی و قابلاعتمادتری دارد. دسترسی مناسب، هویت فرهنگی مشخص، و ثبات مدیریتی. جشنواره امسال میتواند فرصتی باشد برای بازنگری در جزئیات فضایی و ارتقای تجربه مخاطب تا پردیس ملت، نه صرفاً بهترین انتخابِ ممکن، بلکه شایستهترین خانه سینما حقیقت شود.







