حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: در آستانهی نوزدهمین «سینماحقیقت»، آنچه مقابل ما قرار میگیرد صرفاً یک جشنواره نیست؛ بلکه نمایش سالانهی نبض مستندسازی ایران است. اختتامیهی ماه آینده، لحظهایست که طبق سنت این رویداد، چشمانداز یکسالهی سینمای مستند توسط نهاد متولی آن تعریف میشود؛ جایی که آمار، انتخابها و داوریها تبدیل به زبان غیرمستقیم سیاستگذاری فرهنگی میگردند.
اینبار اما آمارهای تازه منتشرشده از سوی دبیرخانهی سینما حقیقت، بهروشنی روایتی فرامتنی در دل خود دارند؛ روایتی که اگر با نگاه رسانهای خوانده شود، تصویری چندلایه از مسیر آیندهی سینمای مستند ایران پیشرو میگذارد.
از مجموع ۷۳۴ فیلم رسیده به دبیرخانه، سهم ۴۴۱ مستند کوتاه نسبت به ۱۷۹ نیمهبلند و ۱۱۴ بلند، نهتنها یک تفاوت عددی، بلکه یک هشدار ساختاریست. این برتری چشمگیر میگوید: «اقتصاد تولید» بیش از هر عامل دیگری به طول روایتها شکل میدهد. مستندساز امروز، حتی اگر به جهان بلندپروازانهی یک فیلم بلند فکر کند، در نهایت به دلیل هزینههای تولید، ناچار به «فشردهسازی» جهانش در قالب یک اثر کوتاه میشود؛ نوعی مینیمالیسمِ تحمیلی در تنگنای تولید. البته سرعت گردش اطلاعات در عصر دیجیتال نیز به شکل ناخودآگاه فیلمساز را به سمت روایتهای موجز سوق میدهد. اما پرسش مهم این است: آیا این تراکم کوتاهسازی، به تدریج عمق و تجربهی فرمی مستند بلند ایرانی را تهدید نمیکند؟
در لایهی موضوعی، روایت آماری جشنواره یک خط واضح دارد. فیلمهای اجتماعی با ۳۹۸ اثر همچنان ستون اصلی سینمای مستند ایران هستند. اگر ۱۸۰ مستند خانواده و ۱۶۰ اثر مردمنگاری را نیز در سبد علوم اجتماعی قرار دهیم، به رقم قابل توجه ۷۳۸ فیلم میرسیم؛ یعنی تقریباً تمام پیکرهی امسال «سینماحقیقت» حول «بدن جامعهی ایرانی» میچرخد. این تمرکز، از یکسو نشان میدهد مستندساز ایرانی همچنان با رگهای زندگی مردم نفس میکشد، اما از سوی دیگر یک عدمتعادل را نیز عیان میکند.
این عدمتعادل زمانی پررنگتر میشود که به آمار ۱۲۸ مستند طبیعت، محیط زیست و حیات وحش نگاه میکنیم؛ حوزهای که در جهانِ بحرانهای اقلیمی، بیشترین اهمیت را دارد اما کمترین سهم را گرفته است. ضعف در تولید مستندهای زیستمحیطی دیگر صرفاً یک کاستی سلیقهای نیست؛ یک شکاف استراتژیک است که باید در سطح نهادی مورد بازاندیشی قرار گیرد.
موضوعات تاریخی و میراث فرهنگی (۱۷۸ اثر)، چهرهنگاری (۱۶۸ اثر)، دینی و آیینی (۱۰۵ اثر) و دفاع مقدس (۸۹ اثر) تصویر میانهجدول را میسازند؛ اما غیبتِ روشنِ مستندهای ورزشی یا سیاسی در طبقهبندی رسمی، همچنان پرسشی بلاغی برای رسانهها باقی میگذارد: چرا این حوزهها در آمار نیامدهاند؟ آیا به حاشیه رفتهاند یا در طبقهبندی دیگری قرار دارند؟
امسال، «سینماحقیقت» نهتنها یک جشنواره، بلکه خطکش سنجش مسیر سینمای مستند است. هر عدد، هر طبقهبندی و هر انتخاب، حتی سکوتها حامل معنایی دربارهی آیندهی این حوزه است. صدای نزدیک شدن جشنواره، یادآور این حقیقت است که مستند، همیشه نخستین جاییست که واقعیتِ جامعه خودش را در آن نمایان میکند.
امید میرود نوزدهمین دوره، با آثاری ظاهر شود که نهفقط دل مخاطب و منتقد، بلکه ذهن سیاستگذار را نیز تکان بدهد؛ چراکه سینمای مستند، هرگاه مؤثر بوده، چراغی برای بازتعریف مسیر فرهنگ شده است.







