حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: بیش از چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی ایران میگذرد، اما هنوز جشنوارههای سینمایی کشور، خانهی ثابتی ندارند. این حقیقت تلخ، نه فقط یک ضعف اجرایی، بلکه نشانهای از کماهمیتبودن «فرهنگ جشنواره» در ذهن مدیران فرهنگی است؛ گویی در ساختار سیاستگذاری فرهنگی، برگزاری جشنوارهها نه دغدغهای اساسی، بلکه امری تشریفاتی و موسمی تلقی میشود.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیهی بازدید از چهل و دومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در جمع خبرنگاران پیرامون فقدان وجود محل دائمی برگزاری جشنوارههای سینمایی، با صراحت گفت: «برای برگزاری جشنوارهها جای مخصوصی نداریم و این را به مردم ایران بدهکاریم». سخنی صادقانه، اما در عین حال ناامیدکننده است؛ زیرا تکرار همان جملهی آشنای دهههای گذشته است. پروژهی ساخت «کاخ جشنوارههای سینمایی ایران» سالهاست در حد طرح و وعده باقی مانده و با هر تغییر مدیریتی، در میان خاک فراموشی دفن میشود.
واقعیت این است که جشنوارهها تنها محل نمایش فیلم نیستند؛ آنها قلب تپندهی ارتباط فرهنگی، اقتصادی و جهانی سینمای ایراناند. وقتی این قلب، هر سال در مکانی موقت و اجارهای میتپد، بیثباتی و فقدان هویت به پیکرهی سینما تزریق میشود. در نبود زیرساخت دائمی، حتی خاطرهی جمعی سینماگران هم پراکنده و موقتی است.
با شرایط اقتصادی امروز، ساخت کاخ جشنوارهها رؤیایی دور از دسترس به نظر میرسد؛ اما دردناکتر از نبود بودجه، نبود ارادهی فرهنگی است. تا زمانی که «سینما» نه به عنوان صنعت و فرهنگ ملی، بلکه به مثابهی یک ویترین تبلیغاتی دیده شود، خانهبهدوشی جشنوارهها ادامه خواهد داشت. شاید لازم است پیش از ساخت کاخ جشنواره، کاخی در ذهن مدیران برای جایگاه واقعی سینما بنا شود.







