4

تقوایی؛ مستندسازی که زندگی را کارگردانی کرد

  • کد خبر : 13546
  • ۲۴ مهر ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۳
تقوایی؛ مستندسازی که زندگی را کارگردانی کرد
در روزهایی که سینمای ایران یکی از استوارترین ریشه‌هایش را از دست داد، باید بیشتر از مرگ یک هنرمند، به یک میراثِ اندیشه، نگاه و زبان سینمایی او اندیشید. میراثی که در مستندهایی چون باد جن، اربعین، مشهد قالی، نخل، تاکسیمتر، آرایشگاه آفتاب، موسیقی جنوب، پنجشنبه بازار میناب، نان‌خورهای بی‌سواد و فروغ فرخزاد متبلور است.

 

حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: آنچه در مرگ ناصر تقوایی تلخ است، نه خاموشی یک فرد، که خاموشی آن نوری است که با چشمی بیدار به زندگی مردم می‌نگریست. او نه صرفاً ثبتگر، بلکه بازآفرینِ واقعیت بود؛ مستندسازی که با زبان تصویر، فرهنگی، اجتماعی و روانی را در کنار هم می‌نشاند.

در بادجن، تقوایی نه فقط به طرح مضمون باوری کهن در جنوب می‌پردازد، بلکه یک آیین را به زبان مردمانش تبدیل می‌کند. در نخل، حمل نخل در مراسم سوگواری برای او نه صرف نماد دینی، که جلوه‌ای از همبستگی، ایمان و تعهد جمعی است. اربعین در دست تقوایی، از یک سوگ عبور به تجربه‌ای جمعی بدل می‌شود؛ هم‌چنین پرده‌‌خوانی از نسبت فرد با زمانه. در مشهد قالی که در قاب فیلم تنیده است.

اما تقوایی محدود به فضای جنوب نبود. او در تاکسیمتر شهر را به یک میدان گفتگو تبدیل می‌کند؛ راننده و مسافر هر دو حامل لایه‌هایی از روایت شهری و لایه‌های نانوشته‌ی جامعه‌اند. در آرایشگاه آفتاب، زندگی مردان و آرزوهای روزمره‌شان در آینه‌ی آرایشگر بازتاب می‌یابد، آنجا که تیغ و آینه، فراتر از ابزار؛ نماد تغییر درونی و بیرونی‌اند. نان‌خورهای بی‌سواد نمایی از نابرابری فرهنگی است که تقوایی به آن با همدلی می‌نگرد، نه تحقیر. پنجشنبه بازار میناب بازاری است که در آن رنگ، صدا و زندگی جاری‌اند؛ دوربینی که نه گزارشگرِ ساده، بلکه شریک تجربه مردمی است. در موسیقی جنوب، صدا و تصویر چنان درهم تنیده‌اند که حس می‌کنی در میان ساز و مردم حاضر هستی. در فروغ فرخزاد، تقوایی به بهانه‌ی تصویرنگاری مرگ و تشیبع فروغ، او را لابلای گفتگوهای مستند، با پرسش و تردید می‌بیند، همان‌گونه که خود به سینما می‌نگریست.

در همه این آثار، تقوایی با رعایت فاصله‌ی اخلاقی، از شعار پرهیز می‌کرد. او به جای روایت تحمیلی، دعوت به تأمل می‌داد. او به ما آموخت که مستند می‌تواند زبان احساسی باشد، اما همزمان دقیق، انتقادی و انسانی. قاب‌های او پر از سکوت و حضور است؛ سکوتی که گاه بلندتر از کلام فریاد می‌زند.

اکنون که او از میان ما رفته است، میراثش نه در فیلم‌های تمام‌شده، که در توانایی ما برای دیدنِ متفاوت زندگی خواهد ماند. هر بادی که در جنوب می‌وزد، هر بازار عصر پنج‌شنبه‌ای، هر قالی‌ای که ببافیند، هر تاکسی‌ای که مسیری می‌پیماید، و هر آیینی که برگزار می‌شود، همه یادآور آن خواهد بود که روزی کسی با دوربینی در دست، جهان را با تمام پیچیدگی‌ها و ظرافت‌هایش دیده بود…تا همیشه در قاب‌ها باقی خواهی ماند، زنده در نگاه ما.

 

لینک کوتاه : http://halamostanad.ir/?p=13546

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

فرم جستجو