«کاسپین» یک غلط مصطلح است
روز شنبه، یازدهم مهرماه، دوازدهمین نشست سینمای مردمشناسی پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری به مستندی درباره دریای خزر اختصاص داشت. «بر کرانههای کاسپین» ساخته «پژمان مظاهریپور» مستندی است که هم به جنبههای تاریخی دریای خزر اشاره میکند و هم موضوعات محیطزیستی را که این دریاچه سالها با آن درگیر است، به تصویر میکشد. در ادامه نمایش فیلم در سالن خلیجفارس این پژوهشکده با حضور کارگردان اثر، دو مردمشناس و مدیر گروه محیطزیستی پژوهشکده نظرات خود را به اشتراک گذاشتند.
«مهرداد ملکزاده»، باستانشناس و مدیر گروه محیطزیستی پژوهشکده مردمشناسی به نامهای این دریاچه اشاره کرد: «نامهای بسیاری در طول تاریخ درازدامن پهنه آبی بر آن گذاشته شده. از هر منظری که به دریا نگاه شد، همان نام را بر آن میگذاشتند. مثلاً اگر در جنوبشرقی در خطه باستانی گرگان به دریا نگاه میکردند، هیرکانی نامیده میشد. اما در دورهای با نام غریب دریای خزر مواجه شدیم و تصویب شد که همین نام روی آن گذاشته شود.»
بهاعتقاد او، همانقدر که درباره نام پهنه آبی جنوب ایران یعنی خلیجفارس حساسیت داریم، باید بر نام خزر هم حساسیت داشته باشیم؛ چراکه خزرها در بیشتر طول تاریخشان دشمن ایرانزمین بودهاند: «حتی یکی از معماهای تاریخ جهان هم هستند. دیانت یهود در طول تاریخ با فرازونشیبهای زیادی همراه بود و فقط از آنِ اسباط دوازدهگانه بنیاسرائیل است، اما خزرها استثنا هستند و در دورهای خاخامهای بنیاسرائیل تصویب کردند این قوم ترک و یهود به این دین بپیوندند.» قومی که بعدها مسیحی و بعد مسلمان شدند.
این باستانشناس با تأکید دریای خزر را «کاسپی» خواند و گفت «ین» پایانی آن یک غلط مصطلح است: «کاسپی نام صحیح آن است. مثل این است که «iranian» را در فارسی هم «ایرانین» بنامیم. کاسپیها، قومی در فلات ایران بودند. این نام در متون جغرافیایی اهلیت و اصلیت دارد و در فرانسه و آلمانی هم به این نام خوانده میشود؛ چراکه از سنت باستانی نامگذاری یونانی لاتین تبعیت میکنند.»
یک میدان تلاقی فرهنگی
«سمیه کریمی»، مردمشناس، سخنران بعدی بود که در صحبتهای خود اشاره کرد در این فیلم مستند کمتر به صداهای محلی توجه شده است: «بر کرانههای کاسپین بیش از آنکه صرفاً گزارشی جغرافیایی باشد، یک روایت فرهنگی و تاریخی از این دریا ارائه میدهد. اما از دید انسانشناسی، این فیلم بیشتر از نگاه کلان و ملیگرایانه ساخته شده و کمتر به صدای مردم محلی و چندصدایی فرهنگ ساحلی توجه کرده است.»
از دیدگاه او، این موضوع باعث شده تنوع و پیچیدگی زندگی مردم ساحل و ارتباط آنها با دریا بهخوبی نشان داده نشود: «برای ما انسانشناسها دریای کاسپی، میدان تلاقی فرهنگی است. بهعنوان مثال، اگر نماهای نزدیکتر به زندگی روزمره، ابزارها و چهرههای مردم بیشتر به تصویر کشیده میشد، فیلم ملموستر و غنیتر میشد.»
بهاعتقاد کریمی، نمایش اسناد حقوقی و اشاره به معاهدات و مسائل سیاسی پیرامون دریای کاسپین از نقاط قوت فیلم بود: «اما باز هم تأثیر این قوانین و معاهدات بر زندگی روزمره مردم ساحلی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.»
این مردمشناس اشاره کرد که فیلم بیشتر روی هشدار درباره وضعیت بحرانی محیطزیست تمرکز دارد و کمتر راهکارهای عملی ارائه میدهد.
«ژیلا مشیری»، مردمشناس، صدای راوی فیلم را یکی از نقاط قوت فیلم دانست: «صدای راوی با لحن آرام و هشداردهنده، حس فوریت و عمق به روایت میدهد. موسیقی، ضربآهنگ کلمات و حتی رنگهای سرد تصویر، همه در خدمت فیلم هستند.»
او هم اشاره کرد از منظر مردمشناسی، جای روایتهای زیسته مردم محلی در فیلم خالی است و حضور ماهیگیران، خانوادههای ساحلنشین و تجربههای زیسته آنها میتوانست وجه انسانی فیلم را تقویت کند.»
ما در کاسپین باختهایم
«پژمان مظاهریپور»، کارگردان مستند، گفت ماجرای ساخت این مستند به سال ۱۳۸۴ برمیگردد: «زمانی که مشغول تهیه مجموعهای درباره منابع آبی ایران برای تلویزیون بودم. یکی از مناطقی که کار کردم، آذربایجان بود؛ جایی که دریاچه ارومیه در آن قرار دارد. در آن زمان متوجه شدم مردم منطقه تقریباً هیچ توجهی به دریاچه ندارند، درحالیکه کشاورزی گستردهای در اطراف آن جریان داشت.»
بعد از آن مستند، به او پیشنهاد ساخت فیلمی درباره دریای خزر شد: «کار را در سال ۱۳۹۲ شروع کردیم؛ درحالیکه بودجه اولیه فیلم فقط ۵۵ میلیون تومان بود. سال ۹۳ این بودجه تمام شد؛ چراکه فقط این میزان بودجه صف تحقیق شده بود و هنوز فیلم را نساخته بودیم. اما بعدها در اثر تغییر مدیریت، مبلغی حدود ۲۰ میلیون تومان دیگر اضافه شد تا بتوانیم پروژه را ادامه دهیم. اما ناچار شدیم فقط فیلم را مونتاژ کنیم.»
او با توجه به صحبتهای کریمی توضیح داد اگر قرار بود فیلم بهصورت شخصیتمحور کار شود، شخصیتها ما را جلو میبرد و باید بخشهای پیشینه و معاهدات سیاسی از آن حذف میشد: «درنتیجه با نگاه «عقل کل مطلق» و بهصورت اول شخص مطلق روایت کنیم.»
ساخت فیلم تا سال ۱۳۹۹ تمام شد، اما منتشر نمیشد؛ درحالیکه هزینهاش هم پرداخت شده بود. با تلاش و فشار زیاد، نهایتاً فیلم اکران شد.
او در پایان صحبتهای خود گفت ما در کاسپین باختهایم؛ توریسم را از دست دادیم، جنگلهای هیرکانی را از دست دادیم، زمینها و منابعطبیعی را هم: «تنها چیزی که مانده، آلودگی آب است و آن را هم داریم میبازیم. دریای کاسپین منطقهای استراتژیک است؛ در بحرانهایی مانند جنگ دوازدهروزه، میلیونها نفر به سواحل آن پناه بردند و دریا پذیرای آنها بود.»
از دیدگاه مظاهری، این مستند فقط هشدار میدهد راهکار اصلی سیاستگذاری درست، برنامهریزی فرهنگی و توجه به زیرساختهای اجتماعی و محیطزیستی است.







