حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: پردیس سینمایی چارسو با شش سالن مجهز به فناوریهای نوین صوت و تصویر و دسترسی آسان از سراسر تهران، در سالهای اخیر نقشی فراتر از یک پردیس معمولی داشته و پاتوق اصلی برگزاری رویدادهایی چون جشنواره جهانی فجر و «سینماحقیقت» بوده است. اما تغییر کاربری طبقات فوقانی و غلبه فضای تجاری بر فرهنگی، عملاً این پردیس را از جایگاه خانهی جشنواره خارج کرد.
اکنون گمانهزنیها از انتقال نوزدهمین دورهی «سینماحقیقت» به پردیس ملت یا باغ کتاب و شاید هم ایرانمال خبر میدهند. اما تجربه نشان داده که پردیس ملت بهواسطهی دشواری رفتوآمد، ضعف ارتباطات اینترنتی و مشکل همیشگی پارکینگ، هیچگاه رضایت کامل اهالی رسانه و مستندسازان را جلب نکرده است.
آذر ماه سال ۱۴۰۲ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم وعده داد که کلنگ احداث «خانهی جشنوارهها» تا پایان همان سال به زمین زده میشود تا معضل پراکندگی مکان برگزاری جشنوارهها برای همیشه پایان یابد؛ اما او رفت و از آن خانهی بیستطبقه خبری نشد.
واقعیت این است که جشنوارهها در ذات خود رویدادهایی فرهنگیاند، نه وابسته به سالنها و پردیسها. گره زدن اعتبار آنها به یک مکان مشخص، در نهایت باعث میشود سینماها و مدیرانشان از موقعیت فرهنگی جشنواره، سهم اقتصادی بخواهند و تصمیمسازی را به مسیر نادرستی بکشانند؛ تجربهای که سالهاست جشنواره فجر در برج میلاد آن را با هزینه و امتیازهای سنگین آزموده است.
با این حال، بیمهری به پردیس چارسو را نمیتوان نادیده گرفت. چارسو در سالهای اخیر ثابت کرده بود که ظرفیت میزبانی از جشنوارههای مهم را دارد و حذف آن، بهنوعی بیمهری به خانواده سینمای ایران است. تا زمانی که مکانی اختصاصی، استاندارد و فرهنگی برای جشنوارههای ملی سینما ساخته نشود، هر سال شاهد همین تکرار آشنا خواهیم بود: جابهجایی خانهها، اختلاف میان پردیسها، و نارضایتی پنهان فیلمسازان و مخاطبان.
اکنون باید دید تغییر خانهی «سینماحقیقت» از چارسو به مقصدی تازه، در نهایت به رضایت مستندسازان، اهالی رسانه و مخاطبان منجر میشود یا تنها یک تجربهی دیگر از سردرگمی جشنوارهها در نبود یک خانهی واقعی خواهد بود.







