حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: روز خبرنگار قرار بود یادآور شرافت حرفهای باشد، نه یادبود سقوط رسانهای که نفسش در محاصره قارچهای سمی فیکنیوزها و باجنیوزها به شماره افتاده است. امروز قیمومیت رسانهای سینمای ایران به حراج گذاشته شده و برنده این حراج، همانهایی هستند که هر صبح با یک گوشی موبایل، مدرک افتخاری روزنامهنگاری میگیرند و شب، باجنامه صادر میکنند.
این جماعت بینام و نشان، «ادعا از درون» و «آرایه از بیرون» دارند و در هر گوشهای از زیست رسانهای لانه کردهاند: مطبوعات، سایتهای خبری، رادیو، تلویزیون، پادکست، ویدئوکست،فضای مجازی و شبکههای اجتماعی. هر جا که دوربینی روشن است، آنها هم هستند؛ حتی اگر خاموشترین ذهنها را داشته باشند.
نمونه روشن این فاجعه، نشستهای خبری جشنواره فیلم فجر است. زمانی موقر و جدی و آبرومند بود، اما امروز صحنه رخنمایی پرهیاهوی جماعتی مدعی شده که حتی فرق «پرسش» و «پرسه» را نمیدانند. کسانی که نه توان نوشتن یک خط خبر دارند و نه دانش نوشتن یک سطر نقد، اما ژستشان، ژست ستوننویسان کایه دو سینما، ورایتی و ددلاین است.
شگفتتر آنکه بخش قابل توجهی از مدیران دولتی، متولیان حاکمیتی و حتی مدیران بخش خصوصی سینما با حمایتهای معنادار و اعتباربخشیهای پرسشبرانگیز، این جریان رسانهنما را تقویت میکنند و در عمل، آب پاکی را بر دستان رسانههای رسمی و تخصصی میریزند؛ انگاری رسانههای حرفهای، زیادی مزاحمند؛ برای اینکه نقدشان گزنده است و لبخندشان سفارشی نیست. و شاید هم هزار البته؛ ظاهرأ برای دیده شدن «زردها و صورتیها» بیش از حد مزاحمند.
اگر این مسیر ادامه یابد، دیگر نیازی به سوگواری برای سینمای ایران نخواهد بود؛ چون باجنیوزها و فیکنیوزها پیشاپیش فاتحهاش را خواندهاند و حتی سنگقبرش را با لوگوی کانالهایشان سفارش دادهاند. حتی معجزه بعدیشان نیز احتمال دارد؛ نوشتن «آییننامه اخلاق حرفهای» و تدریس «چگونه رسانه باشیم؟» در کارگاههایی باشد که تنها دستاوردش، مرگ کامل رسانه است.







