حالامستند؛ آرش قاسمی درباره ویژگی صداگذاری در سینمای مستند گفت: در صداگذاری آثار مستند باید سعی شود به صداها وفادار ماند، اما در عین حال میتوان صداهایی را به کار اضافه کرد که واقعی نیستند. اغلب این تصور را دارند که صداگذاری در فیلمهای مستند باید بسیار واقعگرایانه باشد اما به اصطلاح میتوان در آن کمی تقلب کرد. برای مثال در یکی از مستندهایی که کار صداگذاری انجام دادم تصاویر حشرات را میبینیم که روی درخت راه میرند. در واقعیت این راه رفتن صدایی ایجاد نمیکند اما ما در سینمای مستند برای آنکه توجه بیننده را جلب کنیم حتی این صدا را به فیلم اضافه میکنیم.
این صداگذار باسابقه ادامه داد: امسال فیلمی را در جشنواره سینما حقیقت داریم به نام «سرزمین آتش». صدایی که در این فیلم میشنوید در واقع صدای آن منطقه نیست اما ما بر اساس حس و حالی که کاراکترها حین زندگی در آن محیط دارند صداگذاری را انجام دادیم که میتوانم بگویم کمی اغراق شده است. چراکه میخواستیم بیننده نیز همان حسوحال کاراکترهای فیلم را درک کند. اما در فیلم داستانی چندانی نیازی به این کارها نیست. بینندهی این آثار با اصواتی که میشنود آشنایی کامل دارد. صدای درب ماشین را نمیتوان تغییر داد یا مثلا فضای خیابان صدای خودش را دارد. مگر اینکه با آثار علمی تخیلی مواجه باشیم.
قاسمی در پاسخ به این پرسش که صداگذاری در کدام گونه سینمایی سختتر گفت: اینجا درواقع با دو سوال مواجه هستیم اینکه کدام سختتر است و کدام جذابتر؟ صداگذاری در فیلم مستند بسیار جذابتر است. چراکه این حس را به شما میدهد که صداها را برای سکانسها مختلف خلق میکنید. اما در فیلم داستانی روند کار به این شکل نیست و بنظر من صداگذاری در کارهای داستانی سختتر است.
او با بیان اینکه همکاریهای مختلفی با کارگردانهایی از نسلهای مختلف داشته است گفت: وقتی با افراد باتجربه مانند آقای فارسی، یا اکتسابی همکاری میکنم کار به مراتب راحتتر است چراکه این عزیزان به پختگی کامل رسیدهاند و به اصطلاح تکلیفشان با خودشان و آنچه میخواهند روشن است. در این نوع همکاری آرامش وجود دارد و حتی این حس را شما میدهد که از آنها میآموزید. اما درهمکاری با نسلهای کمتجربهتر گاهی کار سختتر میشود چراکه برای هرکاری که در صداگذاری انجام میدهیم باید برایشان توضیح دهیم و بعضا با ترس و نگرانی ایدهها را قبول میکنند. البته جوانهایی مانند محمد کارت هم هستند که در عین جوانی بسیار پخته عمل میکنند. ما در فیلمهای «خونمردگی» و «آوانتاژ» همکاری داشتیم و برای هر دو فیلم جایزه کسب کردیم.
قاسمی افزود: اصولا در فیلمهای مستند نیاز است که با کارگردان به زبانی مشترک برسیم. اعتماد متقابل بسیار مهم است و اینکه کارگردان به ایدههایی جدید که صداگذار پیشنهاد میدهد اعتماد کرده و آنها را امتحان کند. کارگردان باید به این باور برسد که تمامی این ایدهها براساس استراتژی ایجاد میشوند نه فقط افکتگذاری و صداگذاری صرف.
او با بیان اینکه سعی میکند پیشنهادهایی را قبول کند که دوستشان داشته باشد، گفت: شاید یکی از دلایل اینکه پرکار شدهام این است که همکاری در آثار مستند برایم بسیار جذاب شده است. برای مثال امسال در فیلمی مستند به نام «خط القعر» با آقای اکتسابی همکاری داشتم. راستش وقتی فیلم را دیدن دلم نیامد، عضوی از این اثر نباشم. آنقدر این اثر را دوست داشتم و میدانستم کاری ماندگار خواهد شد که پیشنهاد همکاری را به سرعت پذیرفتم.
قاسمی درباره ضعف تکنیکی در سینمای ایران گفت: ضعف تکنیکی را از نظر عملکرد متخصصان و هنرمندان قبول ندارم اما از نظر لوازم و تکنیک سطح ابزار از کشورهای پیشرفته کمی عقب هستیم که آن را هم با خلاقیت همکارانم جبران میکنیم. درواقع از نظر صداگذاری از استاندارهای بینالمللی عقب نیستیم و حتی موفق به کسب جوایز متعددی از جشنوارههای معتبر جهانی در این زمینه شدهایم. ما خلا تکنیک را با ایدههایمان پر میکنیم و بخصوص در سالهای اخیر خودمان را به سطح جهانی نزدیک کردهایم. کشورهای عربی دارای بهترین تجهیزات تکنیکی هستند اما وقتی ایده و خلاقیت نباشد این وسایل و ابزار هم چندان کارآمد نخواهند بود.
او گفت: بسیار خوشحال و سپاسگذارم که جشنواره سینما حقیقت به عوامل فنی فیلمها نیز توجه دارد. این باعث میشود حس کنیم کار ما هم دیده میشود و این برایمان با ارزش است. دیده شدن باعث میشود کارمان نقد شود و نقدها در نهایت باعث بهبود کارمان میشوند. تا چند سال پیش زمزمههایی شنیده میشد مبنی بر اینکه بخشهای فنی از این جشنواره حذف شوند اما آقای حمیدیمقدم گفتند تا زمانی که ایشان مسئول هستند این اتفاق نخواهد افتاد و امیدوارم این روند همیشه ادامه داشته باشد.
قاسمی در پایان گفت: قضاوت شدن در جشنوارهها چه در بخش محتوا و چه در بخش تکنیکی باعث ارتقای سطح کارها خواهد شد.







