28
به بهانه‌ی ۱۷ مرداد روز خبرنگار

آب و شکری غلیظ به رنگ عسل!

  • کد خبر : 10690
  • ۱۶ مرداد ۱۴۰۳ - ۲۰:۰۳
آب و شکری غلیظ به رنگ عسل!
سالهاست رسانه درگذشته و از او تنها اسکلتی مومیایی باقی مونده.چنان شهد شیرین عسلی ناب که شده آب و شکری غلیظ به رنگ عسل!

حالامستند؛ علیرضا سعیدی کیاسری: تا حالا براتون شاید این سوال پیش اومده که چرا و چگونه عسل‌های سالیان پیش‌تر بسیار لذیذتر از عسل‌های این روزگار بود.اگر چنین پرسشی ذهنتون رو درگیر نکرده، لابد بخاطر گرونی عسل، جای این ماده طبیعی و مفید در سبد غذایی‌تون کاملا خالی هست و اصلا به خوب و بدش فکر هم نمی‌کنین. اما این مساله واقعیت دارد. در سالیانی دورتر، سبک پرورش زنبور و استحصال عسل از کندوها، روال معین خودش رو داشت که علیرغم تموم مشکلات و تنگناها، زنبورداران به آن پای‌بند بودند و پروسه‌ی جانمایی کندو در منطقه‌ی پر از گل و گیاه طبیعی، پرواز و گردش زنبورها تا فواصل طولانی برای گرده خواری و شهد اندوزی، امری بدیهی و فطری برای زنبورداران محسوب می‌شد.برای همین عسل اصالت داشت و علاوه بر مصرف غذایی دارای خاصیت دارویی نیز بود.
اما این میان بودند تعداد زنبوردارانی که لقای دشت و دمن رو به عسل‌آوری محض می بخشیدند و نسلی از زنبورها رو با آماده کردن بشکه‌های آب‌ و شکر در چند قدمی کندو، آنچنان شربت خور و تن آسا بار آوردن که بعد از مدتی دیگه زنبور از روی تنبلی حال پرواز کردن برای پیدا نمودن گرده و شهد رو نداشتند و صرفا برای رفع تکلیف تولید عسل، صبح به صبح سوت‌زنان تا سر بشکه خیلی شاعرانه یکی دو تا بال می زدن و از شربت آماده تناول میکردن.زنبوردار هم دلش قند می رفت که با کمترین تنش، عسل خوبی بدست میاره.

القصه؛ ورق روزگار برگشت و ضایعات صنعت و تکنولوژی دامن طبیعت رو گرفت.به گونه‌ای که با دست‌اندازی آدمای زیاده‌خواه در طبیعت، دشت و باغ و چمنزار رفته رفته از میون برداشته شدند و جاشون رو به سازه‌های کوچک و بزرگ ساختمانی و صنعتی دادند.از طرفی ترکش تورم زنبورداری رو هم بی نصیب نذاشت و هزینه‌های بالا، کام عسل سازان رو تلخ کرد. این هنگام بود اغلب زنبورداران که برای شهداندوزی زنبور بدون دشت و باغ مونده بودند، با نو ورودان کارنابلدی در این عرصه، همانند آن عده از شربت‌سازان، استحصال عسل را در بشکه‌ی آب و شکر و استقرار در جوار کندوها دیدند.در چنین وضعیتی بود که دیگه زنبور؛ مامور مسئول نبود، شده بود مجبور مشغول!.
یاد داریم روزگاری خبرنگاران سربازان خط مقدم رویدادهای اجتماعی،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی و… بودند و خیلی کنش‌گرانه نقش جریان‌سازی در مطبوعات داشتند.به شکلی که با یه خبر، گزارش،یادداشت یا گفتگو، افکار عمومی و حاکمیت رو درگیر مساله‌ی مطروحه می کردند.آن خبرنگاران صد در صد اخبارشون تولیدی از بستر جامعه بود و نه مثل این روزگار دریافتی محض از سازمان و نهاد و اداره. آن روزگار خبرنگار چونه زنی می‌کرد برای بسط و توسعه‌ی گزارش، این روزگار چونه زنی می کنند برای افزایش بهای رپرتاژ. آن روزگار؛ سازمان و نهاد و اداره زیر تیغ نقد مطالبه‌گرانه‌ی خبرنگار بود برای حقوق مردم. این روزگار سازمان و نهاد و اداره برای خبرنگار تعیین تکلیف می کنند چه بنویسد برای تعریف و تمجید بیشتر و بیشتر.در رسانه‌های این روزگار مردم جایی در رسانه ندارند حتی در حد یک ستون چند خطی صفحه‌ی ماقبل آخر مطبوعه، آن روزگار مردم تیتر یک بودند و همیشه جایشان در صفحات نخست.چه شده این روزگار، روزنامه ها روزی‌نامه‌ای شدند صرفا برای درآمد.نه رسانه‌ای جریان ساز است و نه خبرنگاری کنشگر.چی شده این روزگار بجای اینکه مسئول و مدیر به دنبال خبرنگار حرکت کنند،خبرنگار دوان دوان در پی‌شان است؟
سالهاست رسانه درگذشته و از او تنها اسکلتی مومیایی باقی مونده.چنان شهد شیرین عسلی ناب که شده آب و شکری غلیظ به رنگ عسل!

لینک کوتاه : http://halamostanad.ir/?p=10690

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

فرم جستجو