به گزارش حالامستند؛ برنده ی تندیس بهترین مستند کوتاه بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره سینماحقیقت اعتقاد دارد تأسفبار است ما غرق دیدن فیلمهای زیباییهای محیط زیستی اروپاییها و کشورهای دیگر هستیم؛ اما از کشور خودمان با اینهمه پتانسیل طبیعی که دارد واقعاً چیزی درنمیآید.امیر آقا عبداللهی در مصاحبه با حالامستند، حرفهای زیادی برای گفتن داشت.
حالامستند: شما بهعنوان یک مستندساز حیاتوحش، تا اینجای کار که ایستادید، رضایت دارید؟ اگر موقعیت مطلوبی در گونههای دیگر مستند برایتان پیش بیاید، گونهی حیاتوحش را عوض میکنید یا اینکه خیلی محکم در همین حیطه به مستندسازی ادامه میدهید؟
آقا عبداللهی: همانطور که خبر دارید در دوره شانزدهم جشنواره سینما حقیقت از ۹ تا رشتهای که برای دریافت جوایز وجود داشت، فیلم مستند «کشیم عاشق» که من ساخته بودم در ۸ مورد کاندیدا شد و در نهایت ۳ تا تندیس فیروزهای را به خودش اختصاص داد. همین فیلم شش سال زمان برد که ساخته شد و من باتوجهبه وقتیکه گذاشته بودم و هزینهی شخصی بسیار زیادی که انجام دادم، خیلی امیدوار بودم بعد از جشنواره اتفاقات خوبی برای فیلمم بیفتد. حتی من یکی از تندیسهایی که گرفته بودم جایزهی بخش بینالملل بود که بعد از جشنواره، در بحث مالی و کلیدزدن پروژه بعدی مستند من خیلی میتوانست مهم باشد؛ اما چنین چیزی نشد. حالا نمیخواهم از فیلم خودم تعریف کنم؛ ولی باتوجهبه اتفاقی که در سینما حقیقت برای کشیم عاشق افتاد، یک نفر با من تماس نگرفت که آقای فلانی این فیلم شما که برندهی جایزه بخش بینالملل شده، بیایید تا برای پخشش کاری برایت انجام بدهیم. تا همینالان که یکسال از موضوع گذشته، هیچ خبری نشد. این خوشبینانهترین اتفاقی بود که امکان داشت برای یک فیلم حیاتوحش در جشنوارهی تخصصی سینمای مستند بیفتد و هیچ پیامد و درآمدی برایش محقق نشود. این ماجرا برای خود من خیلی دردناک بود. ما که داریم کار فیلمسازی محیط زیستی انجام میدهیم، همهی ما بهنوعی عاشق محیطزیست و حیاتوحش خودمان هستیم وگرنه میدانیم در این راه واقعاً با سیاستهایی که وجود دارد، پولی به ما نمیدهند. من خودم شخصاً با پیگیریهایی که کردم و صحبتهایی که صورت گرفت ناامید شدم، شاید جالب نباشد بگویم حتی دلخوش این بودم فقط هزینههایی که برای مستندم کردم را پوشش بدهند حداقل در همین حد هم واقعاً حمایت نشدم. قضیه این است که صداوسیما برای بحث فیلمسازی حیاتوحش، ردیف بودجه نمیگذارد و هیچ تشکلی هم برای فیلمسازان حیاتوحش وجود ندارد. در دنیا فیلم حیاتوحش را بهعنوان یک فیلم درستوحسابی پرهزینه میشناسند. وقتی با چنین گونهای از فیلم مواجهیم، قطعاً فیلمساز باید حمایت شود. ما همیشه میگوییم که بیاییم به سمت ایرانی کردن محصولاتمان برویم. چه در بحث هنر و چه بحث تولیدات دیگر. من برایم سؤال شده بود چرا باید برویم از شبکههای خارجی فیلم بخریم؛ ولی اینهمه ظرفیت مستند حیاتوحش و محیطزیست در ایران داریم که مغفول مانده. گفتند فیلمهای خارجی را ارزانتر میخریم. حالا که چون ارزان میخرند، پس دیگر نباید به من مستندسازی که با علق ایرانی میخواهم مستندی ایرانی بسازم نگاه حمایتی داشته باشند؟ وقتی آن یوزپلنگی که من فیلمش را گرفتم در خاک ایران ریشه ایرانی دارد، لذت تماشایش برای مخاطب چندین برابر آن است که در یک مستند خارجی نمایش بدهند. چون این مخاطب به محیط پیرامونی و فضای زندگیاش عرق پیدا میکند. الان وقتی مستندهای حیاتوحش و محیط زیستی خارجی را وقتی نگاه میکنیم و میبینیم چه محیطزیست جذابی دارند، من از ایران بلند میشوم میروم آنجا تا از نزدیک زیباییها را تماشا کنم، پس این کار یک تفکر مهاجرتی را هم در مخاطب ایجاد میکند. واقعاً تأسفبار است ما غرق دیدن فیلمهای زیباییهای محیط زیستی اروپاییها و کشورهای دیگر هستیم؛ اما از کشور خودمان با اینهمه پتانسیل طبیعی که دارد واقعاً چیزی درنمیآید. چرا؟ خیلی ساده است، بودجه درستوحسابی برای این کار نمیدهند. اگر بودجه بدهند اینهمه بچههای فعال مستندساز، هم علاقهمند و اهل کار، کم نیستند، فقط بهخاطر اینکه برایش بودجه نمیگذارند.
حالامستند: شما نگاهتان این است که آیا بودجه را بخش دولتی یا حاکمیتی به مستندسازان حیات وحش و محیط زیستی بدهد؟ یا که با فاند و اسپانسر تآمین شود؟
آقا عبداللهی: دقیقاً صحبت همین هست. بودجهای که صداوسیما دارد به برنامههای ترکیبی طنز تخصیص میدهد، خیلی جدی یک ردیف بودجه را برای فیلمسازی حیاتوحش و مستند محیطزیست بگذارد، دوستان ما میگفتند الان پربینندهترین برنامههایی که دارد از شبکه مستند پخش میشود، فیلمهایی هستند که سازندگانش با هزار سختی و مشقت با هزینههای شخصی و در اوج بیپولی آن را ساختند که فقط و فقط محصول عشق به مستند و مستندسازی است و اتفاقاً دارند بیشترین آمار تعداد تماشا را از سوی مخاطبان دریافت میکنند. وقتی چنین پتانسیلی در کشورمان وجود دارد چرا نباید برایش بودجه بگذارند؟ همه مستندسازها بهاتفاق از اینکه برای مستندسازان محیطزیست و حیاتوحش یک انجمن نداریم گلهمند هستند. این موضوعی است که برایش در کل دنیا ارزش قائل هستند درحالیکه ما یک دبیرخانه بابتش نداریم و یک ردیف بودجهای مجزا نداریم. اولین متولی این کار صداوسیما است. اگر صداوسیما پیشقدم شود، اتفاقات خیلی خوبی میتواند بیفتد.
حالامستند: نهادهای صنفی هم که کاری نمیتوانند بکنند؟
آقا عبداللهی: همهی اینها مرتبط با بودجه است.
حالامستند: انجمن کارگردانان، تهیهکنندگان مستقل…
آقا عبداللهی: متأسفانه برای بحث مستند حیاتوحش هیچ کجا هیچ ردیف بودجهای قائل نشدند و این درد بزرگی هست واقعاً!
حالامستند: الان محیطزیست، منابع طبیعی یا نهاد ریاستجمهوری و مراکز مرتبط دیگر دراینخصوص کاری نمیکنند؟
آقا عبداللهی: از محیطزیست چیزی پیش من نگویید که خیلی دلم پر هست. من فیلمی که برایش زندگیام را گذاشتم، شش سال در عالم بیماری پوستی گرفتارم و اگر کرمهای پوستی و دارو همراهم نباشد نمیتوانم جایی بروم. فقط بهخاطر اینکه بیستوچهارساعته در تالاب و تا گردن هم توی آب بودم. جوانی و عمرم را برای این قضیه گذاشتم. الان واقعاً دوباره نمیتوانم بسازم، شوخی نیست، یکعمر هست. همهی اینها برای این بود که حفظ محیطزیست داشته باشیم؛ اما یک نفر از سازمان محیطزیست زنگ نزد بگوید دست شما درد نکند.
حالامستند: شما سراغشان رفتید؟
آقا عبداللهی: خیلی اسفبار هست فیلمی که در جشنواره بیشترین جایزه را آورده باشد را بیایند بگویند شما میشود این فیلمتان را بدهید مجانی پخش کنیم؟ دیگر از این نوع رفتار بدتر با یک مستندساز داریم؟ من رشته تحصیلیام محیطزیست بود، تمام استادان من را میشناختند و کمکم کردند؛ ولی خود سازمان محیطزیست و مسئولانش نبست به بحث رسانه و کمککردن رسانه در امر حفاظت واقعاً آنقدر ضعیف هستند که قابلبیان کردن نیست. واقعاً اگر با این ظرفیتهایی که ما داریم هرچه زودتر نسبت به تعیین بودجهای برای مستندسازان حیاتوحش و محیطزیست قدمی برنداشته نشود، این طیف از مستندسازان دلسرد میشوند. چند نفر از دوستانم که در همین عرصه بودیم و دانشگاه محیطزیست درس خواندیم، الان سراغ کارهای غیرمرتبطی رفتند که اقتصاد زندگیشان دچار چالش نشود.
حالامستند: از فضای محیطزیست فراتر نگاه کنیم. حال دنیای مستند و اتمسفر فضای مستندسازی در شرایط فعلی را چگونه میبینید؟ آیا راضیکننده هست؟
آقا عبداللهی: ماشاءالله بچههای مستندساز خیلی پرانگیزهاند، فقط باید یک دلخوشی برایشان ایجاد شود. ما خیلی ظرفیت داریم. شما به هر گوشهی این کشور چه از لحاظ جغرافیایی چه از لحاظ پوشش گیاهی و چه از لحاظ پوشش جانوری نگاه کنید آنقدر پتانسیل وجود دارد که حدوحساب ندارد. مشکل اینجاست که زنجیرهها به هم وصل نیست.
حالامستند: مرکز گسترش بهعنوان بانی مستندسازی کشور و برگزارکننده جشنواره سینما حقیقت، کارکردش برای مستندسازان حیاتوحش و محیطزیست چه میزان است؟ مخصوصاً شما که تجربه فیلم موفق را در این جشنواره دارید مرکز برای شما چه کاری کرد؟
آقا عبداللهی: یک اتفاقی که در مرکز گسترش افتاده و به نظر من بهنوعی هم خوب است و هم شاید بد اینکه که غربالگری انجام میدهد. این غربالگری باعث میشود افرادی که واقعاً توان فیلمسازی دارند را با فرمولهای خودشان شناسایی میکنند. خود من هم در این تستها و گزینشها شرکت کردم. من و دوستان دیگر واقعاً میبینیم در این چند سال اخیر، حمایت از مستندها از حالت مافیایی درآمده و کسی که واقعاً استعداد و لیاقتش را دارد، در حد توان خودش بودجه اختیارش میگذارند تا فیلمش را بسازد. این کار برای کسانی که از جاهای دیگر میتوانند بودجه بگیرند اتفاق خوبی است؛ مثلاً برای ساخت مستند اجتماعی. ولی مستندسازهای حیاتوحش مگر چند نفر هستند که بخواهید همین تعداد را هم دوباره غربال کنید؟ ما باید در این مرحله برای فیلمسازان حیاتوحش دنبال تکثر آثار باشیم، بعد دنبال کیفیت برویم.
حالامستند: مراکز استانی صدا و سیما چطور؟
آقا عبداللهی: من مراکز استانی کار نکردم؛ ولی اطلاع دقیقی دارم چند سال پیش در این قضیه خیلی خوب جلو آمدند. بچههایی که از مراکز استانهای ایلام و همدان در این عرصه کار کردند، بهواسطه همان حمایتی بود که عرض کردم و اتفاقاً مستندهای بسیار خوبی هم ساختند. فیلم در پناه بلوط آقای نورمحمدی بهوسیله مرکز استانها استارت خورد که یک شاهکار بهحساب میآید؛ ولی متأسفانه الان دو سال است این بودجه از مستندسازها گرفته شد.
حالامستند: با این اوصاف حاضرید به مسیرتان ادامه دهید؟
آقا عبداللهی: کسی که کار محیطزیست و حیاتوحش کند واقعاً یک سرباز عاشق وطن است. شما با کسی طرف هستید که دارد از جانش و از همه زندگیاش میزند که بتواند یک پلان ضبط کند. خیلی سخت است که بخواهید این آدم را بخواهید منصرف کنید. ما کسانی هستیم که با جانودل و از صمیم قلب داریم وقت میگذاریم، حداقل من از سمت خودم میتوانم بگویم به این راحتیها کنار نمیکشیم.
حالامستند: نقدی که بچههای خارج از فضای سینمای حیات وحش به مستندسازهای حیات وحش دارند این است که میگویند بسیاری از کارهایی که تولید میشود، حیاتوحش نیست. صرفاً بازنمایی تصویری از فضای زندگی و محیطی است که یکگونه جانوری داخل آن محل حیات و زیست دارد؛ لذا درامی از بابت معرفی گونهی موردنظر در فیلم اتفاق نمیافتد و مستند عقیم میماند.
آقا عبداللهی: من این نقد را به بچههای مستندساز وارد میدانم. البته من خودم فیلمی که ساختم، بحث درام و دراماتیک کردن کار را در آن گنجاندم. خیلی بیپروا موضوع را عرض کنم که کاملاً این موضوع را میپذیرم ولی بپذیریم این صنعت در ایران نوپا است. وقتیکه صنعت نوپا است ما باید یکذره نسبت به یک سری مسائل آن حواسمان باشد. همانطور که گفتم تکثر آثار بر این باشد که شروع کنیم آدمها را وارد نماییم تا استارت کار زده شود و در این وضعیت نباید به آنها گیر داد.







