حالا مستند: نسل کشی، رخدادی است که در طول تاریخ بارها به شکلهای مختلف تکرار شده و به عنوان یک تراژدی انسانی در ذهنها مانده است. نسل کشی مسلمانان در بوسنی و هرزگوین یکی از نمونههای متاخر از این ماجراست و نسل کشی یهودیان، یا نسل کشی ارامنه از فصول تاریک کتاب تاریخ بشریت است که بارها دستمایه ساخت فیلم یا نوشتن رمان بوده است. اینا شاهاکیان مستندساز ارمنی در مستند تماشایی «طلوع آئورا» با روایت قصه زندگی یک دختر نوجوان به نام آرشالویی که در جریان حمله ترکهای عثمانی سرنوشتی تلخ و عجیب پیدا میکند، بخش مهم و چالش برانگیز از تاریخ ارمنیان را به تصویر میکشد. این «مستند انیمیشن» با زیبایی و در قالب روایتی پر آب چشم، هم تاریخ را روایت میکند و هم از جفایی میگوید که بر ارمنیان به ویژه زنان و کودکان در آن مقطع تاریخی رفته است.
چرا «مستند انیمیشن»؟
«مستند انیمیشن» گونهای است در مستندسازی که موافقان و مخالفانی دارد، مخالفان این گونه را مغایر با ذات واقعگرایی در سینمای مستند میدانند. اما انیمیشن امکانی به مستندسازان میدهد که به ویژه در موضوعهای تاریخی که فرصت بازسازی وجود ندارد، فیلم بهتری بسازند. اینا شاهاکیان، با استفاده هوشمندانه از امکانی که «مستند انیمیشن» در اختیارش قرار داده، گذشته را جان بخشیده است. ارمنستان، دشتها و کوهها، آمریکا، هالیوود و … در «طلوع آئورا» و از چشمان راوی (آرشالویی) به شکلی زیبا ساخته شدهاند. فیلمساز از قابلیتی که پیوند سینمای مستند و انیمیشن در اختیارش گذاشته برای خلق جهانی سرشار از نور و رنگ بهره برده است. استفاده از تصاویر واقعی بسیار بسیار اندک است، آرشالویی سالخورده در بعضی پلانهای فیلم مقابل دوربین است و در قالب بیان خاطرات، بخشهایی از داستان را روایت میکند. مهمترین کاری که کارگردان در «طلوع آئورا» انجام داده، فراتر رفتن از مصاحبه و متکی بودن به کلام است، او از تصویر و انیمیشن به بهترین شکل استفاده کرده تا جهان برزخی زندگی آرشالویی را زنده کند. پیوند دادن سینما و فیلم «حراج جانها» به «طلوع آئورا» هم به درستی اتفاق افتاده و به غنای فیلم انجامیده است. انیمیشن، متکی به خیال و رنگ است و فیلمساز از رنگها و عنصر نمایش به خوبی استفاده کرده. نمایشی که خانواده آرشالویی در زمان صلح و آرامش به کمک هم اجرا میکنند، کارکردی دراماتیک یافته. فیلمساز از صحنه نمایش و نمایش خانوادگی در روایت کشته شدن اعضای خانواده استفاده میکند و از طریق پیلههای ابریشم که سرخ میشوند، قربانی شدن خواهر و برادر و پدر و مادر آرشالویی را به تصویر میکشد.
نسل کشی ارامنه چه زمانی رخ داد؟
نسلکشی ارمنیها که گاهی با نامهای دیگری چون هولوکاست ارامنه (پاکسازی نژادی)، کشتار ارامنه و به روایت ارامنه با عنوان جنایت بزرگ شناخته میشود، به نابودی عمدی و از پیش برنامهریزی شده (نسلکشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمینهای تحت کنترل امپراتوری عثمانی در دوران جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان گفته میشود. این نسل کشی گسترده در قالب کشتارهای دستهجمعی و تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجب مرگ تبعیدشدگان میشد، انجام پذیرفت. زنان و کودکان از این حادثه، جان سالم به در نبردند و همچون مردان به خاک و خون کشیده شدند. امروز تعداد قربانیان نسلکشی ارمنیان بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده است. نسل کشی شامل ارمنیان نشد و دیگر گروههای قومی منطقه، از جمله آشوریان، یونانیان و کردها هم به روشهای مشابه مورد حمله و کینه ترکان عثمانی قرار گرفتند. بسیاری از محققان این قتل عامها را در ادامه سیاست نابودسازی قومی دولتمردان تُرک دانستهاند. این رویداد بهطور گسترده به عنوان یکی از اولین نسلکشیهای قرن بیستم شناخته میشود. مستند «طلوع آئورا» وجوه مختلف این نسل کشی را به تصویر کشیده و به رابطه خوب کردها و ارامنه اشاره میکند. فیلمساز به بخشهای متعدد و متنوع این نسل کشی و قربانی کردن زنان و کودکان میپردازد. داستان زندگی آراشالویی به اندازه کافی، تکان دهنده است و تمرکز بر سرنوشت غمبار او، باعث شده فیلم منسجم و بدون پراکندگی و لکنت، پیش برود و به پایان برسد. پایانی که با وجود همه تلخیهای حاکم بر روزگار آرشالویی و ارامنه، تا اندازهای آرام و روشن است.
«طلوع آئورا» در جشنواره «سینماحقیقت»
«طلوع آئورا» که از طرف ارمنستان به اسکار معرفی شده، در بخش نمایشهای ویژه شانزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» پاییز امسال در پردیس ملت روی پرده رفت. فیلمساز در «طلوع آئورا» به فیلمی دیگر ادای دین میکند. به فیلم سیاه و سفید و صامت «حراج جانها» که بر اساس زندگی آرشالویی ساخته شده، دختری نوجوان که ابتدا داستان زندگیاش در روزنامهها، افکار عمومی آمریکا را درگیر میکند و پس از آن سوژه فیلمی میشود که به شهرت بیش از پیش او میانجامد. نام آئورا از همین فیلم و از تلاش یک روزنامهنگار آمریکایی برای روایت قصه این دختر ارمنی سرچشمه میگیرد. «حراج جانها» مانند «طلوع آئورا» ضمن روایت قصه آرشالویی ماجرای نسل کشی ارامنه را به تصویر کشیده، اغلب فصلهای تاثیرگذار و تکان دهنده زندگی آرشالویی و آنچه از هجوم مردان عثمانی به زنان و کودکان ارمنی روایت کرده در فیلم بازسازی شده است. نکته جالب این است که نسخهای از این فیلم وجود ندارد و طبق روایت فیلمساز، گویا بهبود روابط دولت آمریکا و ترکیه به نابود شدن نسخههای فیلم منجر شده تا اسناد و خاطره نسل کشی ارامنه از یاد برود. «حراج جانها» (به کارگردانی اسکار آپفل) سال ۱۹۱۹ اکران شد. پیش از آن، مجموعه خاطرات آرشالویی در روزنامه چاپ و به کتاب تبدیل شده بود. به سنت هالیوود، آن کتاب پرفروش میتوانست زمینه ساخت فیلمی پرتماشاگر باشد، به همین دلیل آرشالویی مقابل دوربین رفت تا بازیگر تراژدی زندگی خود و انبوهی از زنان ارمنی باشد. درآمد حاصل از فروش فیلم، که به سی میلیون دلار میرسید، صرف کمک به شصت هزار کودک یتیم ارمنی شد. تماشای قصه زندگی خانوادههای ارمنی که یا کشته شده یا به اسارت رفته و از گرسنگی و تشنگی از پا درآمده بودند، جامعه آمریکا را برای کمک به یتیمان بازمانده از نسل کشی مصمم کرد. فیلم «حراج جانها» برای نخستین بار در ۱۶ فوریه ۱۹۱۹، در «هتل پلازا»، در نیویورک با حمایت الیور هریمن و جرج واندر بیت، از اعضای کمیته آمریکایی امداد به ارمنیان و سوریها، به نمایش درآمد. همان طور که انتظار میرفت فیلم با استقبال مواجه شد و به کمیته کمک کرد تا در جمعآوری اعانه برای ارامنه، موفق شود.
زنانی که از یاد نمیروند
مستند «طلوع آئورا» نه فقط به واسطه شخصیت اصلی که بیشتر از آن، به دلیل روایتی مستقیم و صریح از کشتار زنان و کودکان در نسل کشی ارامنه، تاثیرگذار و اندوهبار است. آنهم در روزگاری که در افغانستان، زنان قربانی جهل و جور طالبانند و کمی آنسوتر، زنان کرد در آتش خشم و خشونت داعش سوختند. «طلوع آئورا» صدای زنانی را به گوش جهانیان میرساند که شاید فراموش شدهاند، اما خاطره آنها هنوز زنده است و شنیدن قصه رنج و اندوهشان، میتواند قلبها را منقلب کند.







