حالا مستند؛ محدثه واعظیپور: اعتیاد و زنان، محور تولید مستندهای پرشماری بودهاند، اما وجه تمایز «خونه مامان شکوه» ساخته مهدی بخشی مقدم نمایش چهره شفاف و عریان اعتیاد است، فیلم به واسطه همین رویکرد، قابل توجه است و مخاطب را با خود همراه میکند. «خونه مامان شکوه» تنها قصه زنی نیست که در خانهاش از زنان و دختران درگیر اعتیاد مراقبت میکند، هر یک از شخصیتها صاحب شناسنامه و روایتی هستند که دوربین، آنها را ثبت میکند. فیلمساز به دختران نزدیک شده، تلاش میکند پرترهای از هر یک از آنها ارائه دهد. «خونه مامان شکوه» فیلمِ هانیه، آیدا، زهرا، ندا، غزل و … است. زنانی که هر یک قربانی اعتیادند، اما قربانیانی که بعضی ماجراهایی دیدنی دارند.
فیلم، در آغاز با شخصیتها و مسائلشان شروع شده و خیلی زود تکلیف تماشاگر را روشن میکند، اینجا یک کمپ ترک اعتیاد است که توسط مامان شکوه اداره شده و تعدادی زن (اغلب جوان و کم سن) در آن حضور دارند. ترکیبی که در فیلم میبینیم، شاید اگر در یک اثر داستانی کنار هم قرار میگرفت، عجیب به نظر میرسید اما در قالب این مستند، آنچه در «خونه مامان شکوه» جاری است، حیرت انگیز است. تصویری که از اعتیاد و معتاد در این مستند میبینیم، تازگی دارد و برشی از شرایط روز است. بخشی مقدم بدون آنکه بخواهد با تمرکز بیش از حد روی شخصیتها و احوال آنها، اغراق کند، روایتگر وضع موجود بخشی از جامعه (جوانان معتاد) است. تصویری که سینمای مستند و داستانی کمتر ارائه داده است.
قهرمان، اما نه فرشته
شخصیت اصلی فیلم، مامان شکوه است که خود سابقه اعتیاد داشته اما پس از ترک اعتیاد تصمیم گرفته، با راه اندازی کمپ، زنان آسیب دیده را برای رسیدن به سلامتی یاری کند. این، اطلاعاتی است که از لابلای دیالوگها و موقعیتها متوجه میشویم، شخصیتی مقابل دوربین نمینشیند و رک و مستقیم از دنیای ذهنی یا مکنونات قلبیاش نمیگوید. فیلمساز، میتوانست با استفاده از مصاحبه روایت را پیش ببرد، اما با فاصله گرفتن از فرمهای رایج، شخصیتها را معرفی کرده و ماجرا را پیش میبرد. مامان شکوه، فرشته نیست. در عین حال که دلسوز است، نماهایی از فریاد زدن و سختگیریاش برای دختران وجود دارد که از او تصویری واقعی میسازد. بقیه دخترها هم، این طور هستند، گاهی معصوم به نظر میرسند و گاهی رفتارهای آزاردهنده و پرخاشگرانه دارند. نمایش این مجموعه رفتاری در کنار هم، فضایی باورپذیر از زندگی این دختران برای تماشاگر میسازد. فیلمساز در عین حال که فاصلهاش را از سوژه حفظ کرده، به شخصیتها نزدیک میشود. پلانهای مختلفی از دخترها در حال اشک ریختن، سکوت، تنهایی و حتی زمزمههای آرام آنها با هم دیده میشود که حال و هوایی خاص به «خونه مامان شکوه» داده است. مثل پلانهایی از دختر تازه وارد که گوشهای کز کرده و از همهمه دیگران دور است، یا قابی که شهرزاد نگران ابتلای دختران به ایدز، پنهان از چشم آنها، با نگرانی اشک میریزد.
پایان واقعی
«خونه مامان شکوه» در آرامش به پایان میرسد، خانه در سکوت فرو میرود و شب، سایهاش را بر خانه و آدمهایش تحمیل میکند. در آرامش ظاهری خانه، تلاطمها کمرنگ به نظر میرسند. تصاویر دوربینهای مدار بسته، از سکون خبر میدهند اما نوشته پایانی، بر یک تراژدی تاکید دارد. «خونه مامان شکوه» فیلمی است که برای نمایش و دیده شدن، دروغ نمیگوید و با تماشاگرش صادق است. آماری که در انتهای فیلم ثبت میشود، به اندازه اعتراف شخصیتها برای میل به مصرف دوباره مواد مخدر هولناک، اما واقعی است. این وجه از فیلم که بخشی مقدم و مهدی شامحمدی (تهیهکننده) از ابتدا تا انتها به آن وفادار بودهاند، یکی از مهمترین امتیازهای «خونه مامان شکوه» است. «خونه مامان شکوه» (تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) در شانزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» نمایش داده شده و در صورت اکران آنلاین و فیزیکی از پرمخاطبترین مستندهای سالهای اخیر خواهد بود.
شخصیت، نه کلیشه
نوع نگاه فیلمساز به دخترانی که در خونه مامان شکوه روزگار میگذرانند، باعث شده با تصویری متفاوت از یک معتاد، رویاها و آرزوهایش مواجه باشیم. جدا از این که ظاهر دخترها، شبیه تصویر آشنا از معتاد نیست، طبقه اجتماعی بعضی از آنها، شیوه مصرف و مواجه شان با مواد مخدر، گویای بحرانی اجتماعی و عیان کننده گسترش اعتیاد در دختران (از طبقات مختلف اجتماعی) است. از این منظر، «خونه مامان شکوه» مستندی مهم و ثبت کننده وجوه مختلف یک بحران است. فیلمساز معتاد را بیمار میبیند، بیماری که مثل غزل ممکن است از مواجهه با خانواده، ترس داشته باشد یا مانند هانیه، از درگیر شدن و تا ته خط رفتن با اعتیاد نترسد. سکانسی که شهرزاد و هانیه باهم درباره سرانجام اعتیاد صحبت میکنند، اگرچه نسبت به کل فیلم، هدایت شده به نظر میرسد اما گویای واقعیتی است که نسل تازه معتادان با آن درگیرند.
تنهایی، فصل مشترک شخصیتها
مهدی شامحمدی و مهدی بخشی مقدم پیش از «خونه مامان شکوه» در پروژه «خانهای برای تو» همکاری کردهاند. «خانهای برای تو» مستندی محبوب و پربیننده درباره مردی جوان بود که به سرطان مبتلا شده و همزمان با مسائل دیگری در زندگی دست به گریبان است. در آن مستند هم، فیلمساز سعی کرده بود با مکث روی لحظات تنهایی شخصیت اصلی فیلم، دنیای او را تصویر کرده و به او نزدیک شود. تعدادی از پلانها و مکثها روی احوال شخصیتها در «خونه مامان شکوه» یادآور «خانهای برای تو» است. تنهایی، تم مشترک هر دو فیلم است، در «خانهای برای تو» تنهایی فردی که دچار بحرانهای ناخواسته شده و زندگیش رو به پایان یا دست کم، شکننده است، به تصویر کشیده میشود و در «خونه مامان شکوه»، تنهایی بیمار (معتاد) حتی در جمع روایت میشود. انسانهای به آخر خط رسیده «خونه مامان شکوه» اگرچه در کمپ، یکدست و شبیه هستند، اما هر جا دوربین خلوت آنها را ثبت میکند، تنهایند و حتی از مواجه با جهان بیرون (خانواده) در هراسند. گویی اعتیاد آنها را از جهان بیرون، دور کرده همان طور که مرگ زودهنگام و در جوانی، بین شخصیت اصلی «خانهای برای تو» و زندگی فاصله انداخته است.
تهیهکننده- فیلمساز
مهدی شامحمدی تهیهکننده دو مستند «خونه مامان شکوه» و «خانهای برای تو» به عنوان مستندساز، شناخته شده و فیلمهای پربیننده و شاخصی در کارنامهاش دارد. «هجده هزار پا» تازهترین فیلم او در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر و چهاردهمین جشنواره «سینماحقیقت» نمایش داده شد. شامحمدی با «هجده هزار پا» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم مسکو هم حضور داشت. او با دو فیلم «خونه مامان شکوه» و «خانهای برای تو» به عنوان تهیهکننده، سلیقه و نگاهش را در سینمای مستند تثبیت کرده است.







