یادداشت مدیر مسئول؛ جناب مهدی آذرپندار مدیرعامل انجمن سینمای جوان ایران و دبیر سی و نهمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران ؛ تردید ندارم میدانم که میدانید ساحت فیلم کوتاه قداست دارد.اما نه آن قداستی که خوانش برآیند نگاه ایدئولوژیک سیاستزده و منفعتطلبانهی سیاستورزان نوکیسهی منصبپرستی است که در محکمهی دلایل، رگ گردن، حجتشان میشود برابر حقایق. درک قداست ساحت فیلم کوتاه، کشف و شهود میخواهد. بنابراین توهم بزرگی است اگر فردی بپندارد با مدیریت انتصابی به امری اکتسابی دست مییابد.
آقای مدیرعامل؛ اغلب سینماگران خواندند، دیدند و شنیدند حرفهایتان در دو نشست رسانهای پیش از جشنواره، تجلی یک پندار جزماندیشانهی توأم با غرور و تعصب، به مثابه مانیفست انجمن سینمای جوان برای اهالی فیلم کوتاه ایران بود – که البته زنگ خطر آن نواخته شد – ولیکن تجربه نشان داده مدیرانی چون شما؛ مسافرانی موقت هستید که در موقعیت مهندسی شدهی سیاسی-جناحی مهیا شده برایتان به ترکتازی دیکتهشدهی پر اشتباه میپردازید تا از پلههای نردبان ترقی که در ذهنتان تلقی دارید چند تا یکی بالا بروید، آن هم قطعأ به غلط! چنان که در مرحلهی بازبینی همین جشنوارهی سی و نهم، انتخاب فیلمهای مستقل و کنشگر که به آسیبشناسی لایههای پیدا و پنهان جامعهی امروز ایران پرداختند را مردود دانستید چون طرح بسیاری از موضوعات مبرهن و مبطلابه امروز کشورمان توسط فیلمسازان را خط قرمز خودتان بر شمرده بودید تا با لحاظ نمودن جانب احتیاط، جشنوارهای محافظهکار و رییس پسندانه برگزار کنید. ظاهرأ هم در انجام مأموریت محوله توفیق چشمگیری داشتید که رسانههای همسو و چهرهای منفعتجو برای این تلاش مضاعف برایتان کف مرتب زدند.
جناب دبیر؛ جشنوارهی فیلم کوتاه تهران و البته انجمن سینمای جوان، تلویزیونی که کارمندش بودید،نیست.چرا که با خویشمداری همفکران عالمانگار و خودمحوری همکیشان زاهد اطوارتان، همان تلویزیونتان را به رسانهای سترون تبدیل کردید.به گونهای که صدای خودیهایتان هم از بیخود شدن سیمایتان در آمد. پس بدانید نوع مواجههی شما با فیلمسازان مستقل و کنشگر در داخل کشور که دغدغهمند پردازش آسیبهای موجود در جامعهی امروز ایران از مدیوم فیلم کوتاه هستند، ثمرهای جز رویگردانی این سینماگران صاحب اندیشه از شما و تسطبح مسیر و تسهیل نمایش آثار آنها در محافل و جشنوارههای خارج از کشور ندارد که اغلب گسترهای بین المللی و مخاطب جهانی دارند.
آقای آذرپندار؛ رویکرد اقتدارمأبانهی شما در قبال برخی از کارگردانان فیلمهای راه یافته به بخش نهایی که با توجه به اتفاقات پدیدآمده در چند وقت اخیر و شرایط خاص اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور به ویژه در تهران، طی جلسهای حضوری با شما درخواست تغییر زمان برگزاری جشنواره را داشتند، بیانگر این نکتهی کلیدی است که نه تنها گفتگو در گفتمان مدیریتی شما جایگاهی نداشته بلکه حتی به آداب آن هم باور ندارید. – حداقل از همکارانتان در مرکز گسترش، سر موضوع حذف جوایز فنی سینما حقیقت و بازگرداندن آن پس از نشست با نمایندگان مستندسازان الگو میگرفتید – زیرا کماکان به همان روند مسألهداری که اعتقاد داشتید بی هیچ نرمشی معتقد ماندید تا نتیجهاش شد برگزاری جشنوارهای که جهت توجیه موجه بودن آن، هر شب دست به دامن اخبار بیستوسی تلویزبون شدید که رگ گردن حجت شما شود، دریغ از اینکه صدای افتادن طشت رسوایی از بام غوغاسالاری، خیلی زودتر از اینها در گوش شهر طنینانداز شده بود.
دردا و دریغ اینکه با پروپاگاندای اقدامات ویترینی و سیاست حفظ آبرو به هر طریق ممکن، پر جمعیت جلوه دادن فضای جشنواره در بخشهای مختلف خبری صدا و سیما و مانور ویژه روی حضور مخاطبان – که همه به شکل و شیوهی این نسخهی نخنما آگاهیم – اولویت نخست جشنوارهی امسالتان شد، از این بابت باید خون گریست که با چنین پنداری معیارهای آمایشی در جشنوارهای تخصصی را قربانی رفتارهای فرمایشی کردید.
آقای مدیرعامل؛ سخن فراوان است و مجال اندک. به خودتان بیایید و بر مدار جاذبه درآیید که با مقراض دافعهتان، فراوان هنرمند رخت بربستهاند!







