اختصاصی حالا مستند؛ از پاییز سال ۱۳۸۶ تا پاییز ۱۴۰۱ هر خزان نوید دهنده بهاری برای مستند و تمام اعضای ساخت آثار مستند بود ، هر چند با کم و کاستیهایی بعضا فراوان ولی هر چه بود نوری بود در دل تاریکی و انگیزه ای برای دیده شدن تلاش و هنر هنرمندانه یک ساله هنرمندان بی نام و نشان و بی ادعای وطن .
جشنواره حقیقت هر سال به سمت و سویی متفاوت تر از سال قبل و قبل ترش می رفت و متاسفانه می رود و هر سال صدای بسیاری از دستاندرکاران ساخت فیلمهای مستند را خاموش تر از قبل می کنند که گویی در تولید آثار هنری هیچ تاثیری نداشته اند و امروز که قرار است به واسطه تدبیری ناامید کننده هیچ ثمره ای از تلاش خود نیز نداشته باشند ؛ اعضایی که بی شک در بسیاری از آثار، شکل دهنده اصلی هر اثری هستند که نه از صنوف شناخته می شوند و نه امیدی به آینده و دریافت مقرری بیمه و نه حتی بستری برای سخن گفتن .
و امروز با تدبیری ناگهانی ، امید را هم در همین پاییز و جشنواره حقیقت از ایشان به خزانی زرد مبتلا کرده اند .
اعضا ساخت مستند نه آمال و آرزوهایشان با تندیسی و لوحی ارضا میشود و نه حتی توقعی دارند تا دیگران بدانند ایشان چه تاثیری در ساخت هر فیلمی داشته اند ولی این بی مهری به دل اکثر اعضای یک خانواده فراموش شده و دیده نشده خوش نیامده و بدینوسیله اعتراض خود را به این بی تدبیری اعلام می نمایند







