پانزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» از 18 تا 25 آذرماه ۱۴۰۰ به دبیری محمد حمیدی مقدم در پردیس چارسوی تهران برگزار شد.

جشنواره سینما حقیقت به عنوان مهمترین رخداد سینمای مستند ایران و ویترینی از آثار برتر مستند، علاوه بر فرصتی برای ارزیابی جایگاه این سینما در ایران و بررسی نقاط قوت و ضعف تولید در این عرصه، صحنهای برای نمایش جامعه است. آینهای برای بررسی واقعیت با همه تضادها و گستردگیاش. به همین علت این جشنواره علاوه بر اهمیت سینمایی، صاحب اهمیتی فرامتنی و فراتر از محدوده سینما هم هست.
امسال در این دوره از جشنواره، به دلیل شرایط کرونا، مشکلات معیشتی و همچنین شرط نمایش اول فیلم، تعداد مستندهای شرکتکننده نسبت به دوره گذشته کاهش محسوسی داشت..بنا بر اعلام رسمی دبیر جشنواره، تعداد فیلمهای دریافت شده در دبیرخانه ۵۵۱ فیلم بود.
در جشنواره پانزدهم،با ابتکار عملی که از سال گذشته در چهاردهمین دوره انجام شده بود و زمینههای آن نیز فراهم شد، به کمک این زیرساختها و پلتفرمها و سامانههای مجازی،مخاطبان فیلمهای جشنواره در گسترهی ملی افزایش یافتند،به عبارتی می توان گفت فیلمها در خانههای بیشتری برای دیدن در سراسر کشور دیده شد.
در جشنوارهی حقیقت این دوره، مثل دوره چهاردهم خبری از حضور مخاطب در پردیس چارسو نبود و تنها اهالی رسانه و میهمانان ویژه آن هم به صورت محدود مجوز حضور در کاخ جشنواره را داشتند،
طیف مخالفین، جبهه ی موافقان
پانزدهمین جشنوارهی سینما حقیقت درحالی برگزار شد که طیفی از مخالفین، نسبت به برگزارکنندگان جشنواره زاویه داشتند و معتقد بودند بدنهی آنها که از دولت گذشته باقی ماندهاند هنوز کاملا زیر و رو نشده و همچنان مطابق سیاستهای دولت قبل، این دوره از جشنواره را برگزار میکنند.این طیف مخالف یکی از استنادهایشان این بود که فهرست فیلمهای جشنواره و مرور موضوعات آنها صحت ادعای آنها را تا حدود زیادی روشن می کند.
گروهی دیگر از منتقدان برگزارکنندگان پانزدهمین جشنواره حقیقت نیز اعتقاد داشتند ضمن اینکه فیلمهای مستند مهم و معتبری از راهیابی به این دوره از جشنواره حقیقت باز ماندند،بین آثاری که برای نمایش در بخش فیلمهای خارجی انتخاب شده بودند هم فیلم رو به جلویی وجود نداشت.
دستهی دیگر اما دغدغهشان این بود که آیا سیاستگذاران فرهنگی جدید میخواهند وضع را به همان شکلی که قبلیها تحویلشان دادهاند، ادامه دهند یا بنای تغییر و اصلاح دارند؟ آنها بر این باور بودند در آثار به نمایش درآمدهی پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت نه تنها بازتاب پر رنگی از مسائل واقعی اجتماعی دیده نشد، بلکه حتی تنوع موضوعی خود مستندها هم چنانکه شایسته بود به چشم نمیخورد.
در جبههای دیگر، بسیاری نیز از موافقان و مدافعان سیاستها،رویکردها و عملکرد جشنواره سینما حقیقت بودند.آنها حفظ استقلال نگاه و توانایی برقراری ارتباط با مخاطب عام، کسب اقبال مردمی و برقراری ارتباط بی واسطه با مردم، حفظ ثبات در ماهیت، حضور چهرههای برجسته مستند دنیا در سینما حقیقت،همچنین برگزاری کارگاههای مختلف تخصصی و یافتن یک هویت مشخص و سلیقهای معین را از جمله مواردی دانستند که از مهمترین دستاوردهای سینما حقیقت طی سالهای برگزاری این جشنواره تاکنون بوده است.
ایمان راسخ رییس سازمان سینمایی
پس از طرح این مسائل و بیان انتقادات بود که رییس سازمان سینمایی در مراسم اختتامیهی دوره ی پانزدهم جشنواره از محمد حمیدیمقدم مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خواست تا ضمن همراهی با صنوف سینمایی، برنامهای جدی برای رسیدن به راهکاری جهت دیده شدن هرچه بیشتر سینمای مستند در کشور و مبحث عرضه و تقاضا فارغ از جشنوارهها در دستور کار داشته باشد.
محمد خزاعی همچنین تاکید کرد که ایمانی راسخ به آینده دارد و مطمئن است سال آینده سال شکوفایی و گام برداشتن جدی در حوزه تولید و به وقوع پیوستن اتفاقاتی بسیار خوب حداقل در بین خانواده مستندسازان کشور خواهد بود..

سینما حقیقت؛پرونده ی ویژه رسانه ای حالا مستند
تحریریه ی سایت خبری حالا مستند در نخستین گام پس از آغاز رسمی فعالیت اطلاع رسانی خود، در قالب پرونده ی ویژه رسانه ای، برای واکاوی هر چند گذرای این جشنوارهی مهم و تخصصی، دیدگاههای چند تن از فعالان عرصهی سینمای مستند در حیطه های مختلف که اتفاقا در جشنوارهی پانزدهم به عنوان شرکت کننده،مستندساز، منتقد و حتی برگزارکننده حضور داشتند را منتشر می کند. هر چند بررسی رویکردها و مسائل مختلف جشنواره سینما حقیقت مجال و بستر مفصلتر و بسیار بیشتر از این را میطلبد.
در فرایند تهیه ی گزارش و آماده سازی این پرونده، به ویژه در همان روزهای برگزاری جشنواره حقیقت در پردیس چارسو، تعدادی از اهالی سینمای مستند به صورت چهره به چهره و پس از آن از طریق دایرکت صفحه ی اینستاگرام حالا مستند و یا پی وی واتساپ و حتی تماس تلفنی، خیلی بی پرده پیرامون چند و چون جشنواره، حرفهای بسیاری زدند و نقدهای زیادی داشتند اما هنگامی که از آنها خواسته شد نظراتشان در این بسته ی ویژه ی رسانه ای حالا مستند درج شود؛ بصورت کاملأ فرسایشی به شکل های مختلف از بیان دیدگاهشان امنتاع نمودند که در نوع خودش این محافظه کاری جالب بود.
در نخستین پرسش حالا مستند پرسیدیم اگر پانزدهمین جشنوارهی سینما حقیقت در قیاس با دورههای گذشته رو به جلو بود،شاخصهای کیفی تر بودن این دوره از جشنواره عنوان شود و اگرهم ضعف و نقصان داشته،دلایل و مصادیق آن چه چیزهایی بود؟
کیفیت جشنواره به لحاظ برگزاری هر سال بهتر می شود

جعفر نجفی که این دوره با مستند بلند خبرساز “چهرهپرداز” در جشنواره حاضر بود گفت: به دلیل ثابت بودن تیم جشنواره در دهه اخیر که همه از کارمندان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هستند کیفیت جشنواره به لحاظ برگزاری هر سال بهتر می شود چون یک تیم آزموده و با تجربه های قبلی قطعأ همه ابعاد ملی و بین المللی را در نظر می گیرند.
همهی جشنوارهها فراز و فرود در کارنامه خود دارند

حمید جعفری نیز که مستند کوتاه “برگ” او امسال مورد استقبال مخاطبان و منتقدان در جشنواره قرار گرفت در پاسخ به پرسش حالا مستند اظهار داشت:مسئله اصلی ارزیابی یک دوره از جشنواره نیست و نباید باشد. بعد از پانزده دوره که از برگزاری سینما حقیقت میگذرد، باید چیستی جشنواره از یک سو و جزئیات تعیین کنندهی آن از سوی دیگر بررسی و ارزیابی شوند تا تصویری نسبتا جامع از روند و تأثیرات آن در سینمای مستند ما بهدست آید؛ وگرنه همهی جشنوارهها فراز و فرودها، دورههای اوج و دورههایی رکود یا فرود در کارنامه خود دارند. باید دید که این اوج و حضیضها ناشی از چیست؟ مثلا اگر معتقدیم امسال جشنواره با افت کیفی روبهرو بوده، آیا دلیل آن افت سطح کیفی فیلمهای تولیدشده است، یا اشکال از سیاست و سیاستگذاریهای برگزاری جشنواره است؟ اگر دلیلش مربوط به فیلمهای تولید شده است، آیا متولیان نمیتوانستند طوری عمل کنند که مانع پایین آمدن سطح جشنواره شوند؟ به نظرم اینها پرسشهای اساسیتری است که باید طرح کرد و به آنها پرداخت.
گروه انتخاب باید شهامت میداشت کمتر فیلم به جشنواره معرفی میکرد
برندهی جایزهی بهترین کارگردانی بخش مستند کوتاه جشنوارهی پانزدهم حقیقت در ادامه خاطرنشان کرد:مثلا وقتی شما با این همه فیلم ضعیف و حتی بعضأ بیارزش مواجهاید، چه دلیلی دارد که بیش از 70 فیلم به جشنواره راه دهید؟ گاهی شهامتی بیرون از عرف رایج لازم است تا شاید تلنگری ایجاد کنید که مانع انحطاط شود. گروه انتخاب باید این شهامت و این بینش را میداشت که کمتر از سالهای پیش فیلم به جشنواره معرفی میکرد. در واقع ملاک، باید معرفی فیلمهای خوب به جشنواره باشد نه پر کردن سانسهای نمایش که نتیجهاش بشود اقلیتی از فیلمهای قابل قبول و اکثریتی غیر قابل تحمل. البته این سیاستی است که دبیر باید آن را اعلام و یا اعمال کند. اما گروه انتخاب هم مسئولیت خودش را دارد؛ آنها وقتی میبینند با خیل فیلمهای کم ارزش روبهرو هستند باید به دبیر پیشنهاد بدهند و تعداد فیلمهای انتخابی را کم کنند. در جشنواره سینما حقیقت که هیچ سیاست کلی و یکدستی بر فیلمهای حاضر در آن حاکم نیست، فیلمهای معرفی شده تا حد زیادی بیانگر روحیه و سلیقه گروه انتخاب است. همان سیاست و بینش (حذف ) را داوران هم باید داشته باشند، گاهی لازم است در برخی رشتهها که سطح کیفی آن پایین است، حتی نامزدی معرفی نشود، و فقط جایزه داده شود، یا حتی جایزهای هم داده نشود تا الگوی بدی به دیگران معرفی نکنیم.
سینما حقیقت در قیاس با دورههای گذشته سعی کرد رو به جلو برود

الهه نوبخت تهیهکنندهی مستند بلند “قلعه برقرار” که سه جایزهی بخش اصلی جشنوارهی پانزدهم حقیقت را کسب کرد هم در پاسخ به پرسش حالا مستند خاطرنشان کرد:ضمن ابراز خرسندی و خوشحالی از اینکه فیلم ما –قلعه برقرار– برنده سه جایزه اصلی شد،خیلی ممنونم از دست اندرکاران جشنواره،هیأت داوران و همهی دوستانی که به استاندارد بودن یک فیلم مستند و ویژگیهای آن ارزش و اهمیت قائل شدند.
مدیر شرکت پخش بین المللی “الی ایمیج” افزود: پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت در قیاس با دورههای گذشته سعی کرد رو به جلو برود ولی متاسفانه به خاطر کرونا و شرایط سخت و پرهزینهی ساخت مستند، تولیدات محدود بودند،به نظر برای همین بود که آثار با کیفیت کمتری داشتیم یعنی آثار به شکل کلی قابل توجه نبودند البته این دلیلی نیست که مشکل اصلی را جشنواره بدانیم،طبیعتا شرایط موجود در کشور،هزینهی بالای تولید،عدم دسترسی بسیاری از کارگردانها به سوژهها به واسطهی محدودیتها و اینکه بسیاری از مستندسازان امکان سفر نداشتند و در فضای شخصی آدمها نیز نمی توانستند حضور پیدا کنند موجب شد کارهای با کیفیتی ساخته نشود.
ضعف محتوا و مشابهت سوژه های خاص فیلمهای جشنواره

حامد کلجهای مستندسازی که در پانزدهمین دورهی سینما حقیقت،فیلم او با نظرهیأت بازبینی به جشنواره راه نیافت تصریح کرد: به نظرم دست کم در شرایط فعلی پاندمی کرونا می شود گفت همین که جشنواره برگزار شده است خود گامی به جلوست. گرچه در ابتدا عنوان شده بود جشنواره به صورت فیزیکی برگزار خواهد شد، ولی به هر شکل این امکان پدید نیامد که شاهد حضور مردم و شکل گرفتن صفهای طولانی برای دیدن فیلم باشیم. امسال هم بیشتر از طریق سایت هاشور جشنواره را پیگیری کردم و صرفا یک یا دو روز، آن هم برای شرکت در جلسه ارائه پیچینگ در پردیس چارسو حضور داشتم که متاسفانه با سالن های خالی مواجه شدم که برای ما که سالها آن شور و اشتیاق و شکل گیری صف های طولانی برای دیدن آثار را روی پرده دیده بودیم، دیدن این فضا دلسرد کننده بود.
کارگردان فیلم مستند “داستان زندگی در فیروز” که اخیرا حضور پر رنگی در جشنوارههای بین المللی داشته،در ادامه گفت:معمولا بیشتر مخاطبان جشنواره سینما حقیقت، اغلب جامعه سینمای مستند هستند که فیلمهای همدیگر را تعقیب می کنند. اما بعد از شیوع پاندمی کرونا و برگزاری جشنواره به واسطه پلتفرم های آنلاین، فیلم مستند مخاطبان دیگری هم پیدا کرده است. نکته ای که مهم است این است که به دلیل هزینه ای که خریداری بلیط پکیج فیلمها روی این پلتفرم های آنلاین وجود دارد، گمان نمی کنم تعداد زیادی باشند که کل فیلمها را دیده باشند. مردم شاید با دیدن تبلیغ یا به واسطه آشنا بودن با فیلمساز یا عوامل مشتاق می شوند بهایی پرداخت کنند و یکی دو فیلم را ببینند؛ اما ما دست اندرکاران که به واسطه عضویت در صنوف سینمایی امکان دسترسی به تمام آثار در دوران برگزاری جشنواره روی پلتفرم خانه جشنواره سایت هاشور را داشته ایم، چشم انداز گسترده تری داریم به آثار راه یافته به جشنواره. با این احتساب می شود گفت که واقعا فیلمهای این دوره از جشنواره از یک ضعف محتوا و مشابهت سوژه های خاص برخوردار بودند که من این را عمدتا ناشی از ضعف در هیاتهای انتخاب می دانم.
فیلمهای کهنه و دیده شده از چرخه ی انتخاب حذف شدند

محمد (حامد) شکیبانیا به عنوان یکی از ارکان ستاد برگزاری جشنواره سینما حقیقت اما بر این باور است؛ پذیرش فیلمهای پخش اول و حذف فیلمهایی که پیش از جشنواره (به خصوص از تلویزیون و گاهی چند ده بار) پخش شده بودند باعث شد تعداد فیلمها نسبت به سالهای قبل کاهش داشته باشد اما فیلمهای کهنه و دیده شده عملا از چرخه انتخاب حذف شدند.البته این قاعده فقط برای بخش مسابقه ملی رعایت شد و بخش جایزه آوینی امسال از آن مستثنی بود.
معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی افزود: داوران در بخشهای مسابقه ملی و آوینی ترکیبی قابل دفاع و مورد اجماع گروه بسیار بزرگی ار مخاطبین بود. هم چنین حذف بخشهای جانبی و تمرکز بر بخشهای اصلی مسابقه ملی، بینالملل،جایزه آوینی و نیز برگزاری همزمان آنلاین و حضوری سینما حقیقت از نقاط قوت جشنوارهی پانزدهم بود.
پرسش دوم حالا مستند پیرامون مقبولیت حرفهای و توان تشخیص مطلوب هیاتهای انتخاب و گروه داوری بخشهای مختلف نزد مستندسازان در دورهی اخیر سینما حقیقت و پیشنهاد برای تعیبن ترکیب هیات انتخاب و داوری برای دورههای آیندهی جشنواره بود.
جلوی انحصاری بودن سینمای مستند توسط چند نفر گرفته شود
نجفی به عنوان کارگردان بهترین فیلم بخش بین الملل پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت، در پاسخ به پرسش مذکور بیان داشت: قاعدتا هیات انتخاب در دست دبیر جشنواره است و تشخیص ایشان به صلاح جشنواره بوده است. قطعا خوب بوده است. بنظرم در ترکیب داوری باید علاوه بر فیلمسازان از جامعشناس، مردمنگار، روانشناس و منتقد استفاده شود و جلوی مبحث انحصاری بودن سینمای مستند توسط چند نفر گرفته شود،چرا که اثرات منفی بر روی مستندسازی میگذارد و اینگونه نمیتواند همگام با مستندسازی روز دنیا پیش رفت.
فیلمهایی از جشنواره بیرون ماند که ندیدنشان دریغ بزرگی است
کارگردان فیلم مستند تحسین شدهی “برد” که گروههای داوری را ویترین جشنوارهها می داند گفت: برگزارکنندگان در انتخاب و معرفی داوران به نسبت گروههای انتخاب حساسیتهای بیشتری به خرج میدهند. امسال به گروه داوری اعتراضی نشنیده و ندیدم، به هرحال اکثریت آنها سابقهای روشن در سینمای مستند دارند. برعکس گروههای انتخاب امسال که شائبههای زیادی برانگیخت، جایی نبود که از ترکیب گروههای انتخاب شکوه و شکایتی نشنویم. میدانم که بعضی از آنها مستندسازند، اما بحث بر سر ترکیب و جمع گروههاست. گاهی ترکیب طوری چیده میشود که حتی اگر کسانی اهل فن هم در آن باشند، مؤثر نخواهند بود. حرف و حدیث زیادی هم درباره چند فیلم رد شده از سوی آنها شنیده شد. یا حتی بعضی از فیلمهایی که به بخش مسابقه راه نیافته بودند و به انتخاب دبیر در بخش جنبی نمایش داده شدند، به اعتقاد من بهتر از بعضی از فیلمهای بخش مسابقه بودند. در عوض شاهد فیلمهایی در بخش مسابقه بودیم که به هیچ روی جایشان در جشنواره نبود؛ بعضی از آنها فیلمهای تبلیغاتی ارگانهای خاصی بودند و بعضی دیگر برنامهسازی تلویزیونی. همچنانکه امسال فیلمهایی از جشنواره بیرون ماند که ندیدنشان دریغ بزرگی است. مجموع اینهاست که به نظر من یکی از ضعیفترین دورههای سینما حقیقت را رقم زد.
با حذف هیأت انتخاب و جایگزینی گروه مشاوران مخالفم
جعفری اظهار داشت:معتقدم کارِ گروههای انتخاب مهمتر و حساستر از گروه داوری است. با توجه به محدودیتهای حاکم بر پخش و نمایش فیلمهای مستند در ایران، گروه انتخاب میتواند باعث یا مانع دیده شدن فیلم یا فیلمهایی بشود. البته در مورد بخش آخر پرسش شما، من موافق حفظ تشکیلات گروه انتخابم و با این بحثهایی که در سالهای اخیر دربارهی حذف هیأت انتخاب و جایگزینی گروه مشاوران به جای آن طرح شده مخالفم، این طرح باعث گسترش اختیارات دبیر میشود و چون دبیر جشنواره، مدیری دولتی است و برای مدیران دولتی معمولا حفظ پست و صندلی اولویت دارد، حذف گروه انتخاب مانع شفافیت است، به این معنی که انتخاب نهایی را دبیر میکند اما مسئولیت فیلمهای رد شده و انتخاب شده را میتواند نپذیرد و به فهرست پیشنهادی مشاوران حواله دهد. کاری که در دورهی اخیر جشنواره فیلم کوتاه تهران رخ داد. در حالیکه گروه انتخاب اگر با حساسیتهای حرفهای چیده شود، اختیار و مسئولیت را با هم دارد. مثلا وقتی چند دوره پیش دبیر وقت جشنواره سینما حقیقت، فیلمی را که گروه انتخاب برگزیده بود، به اختیار خود کنار گذاشت، واکنشها و انتقادات زیادی برانگیخت. بارها مورد پرسش قرار گرفت و ناچار به توضیحاتی شد که هر چند قانع کننده نبود اما او را در برابر کار خودکردهاش قرار داد. حذف گروه انتخاب راه گریز از مسئولیت را به روی دبیر باز میکند. ساختار و سازمان جشنوارههای فرنگی با ما متفاوت است؛ برای اجرای الگوهای آن جشنوارهها اول باید ساختار جشنوارههای ما اصلاح شود و بعد الگوهای متناسب با آنها را گرفت و اجرا کرد.
دبیر جشنواره نباید مدیرعامل مرکز گسترش باشد
این کارگردان فیلم مستند یادآور شد: از مهمترین اصلاحات لازم نحوهی انتخاب و انتصاب دبیر جشنواره است. دبیر جشنواره نباید مدیرعامل مرکز گسترش باشد. مدیرعامل مرکز باید مدیر اداری جشنواره باشد و دبیری جشنواره به فرد دیگری که به وضعیت سینمای مستند ایران و جهان احاطه دارد سپرده شود. منظور این نیست که مدیرعامل مرکز این احاطه را ندارد، نه. دبیری جشنواره کاری تماموقت است. بلافاصله بعد از پایان جشنواره هرسال، کار دبیر برای سال بعد شروع میشود.مدیرعامل مرکز وقت این کار را ندارد، نباید داشته باشد. در واقع مدیرعامل اگر بخواهد به امور گسترش سینمای مستند و تجربی بپردازد، زمانی برای دبیری مهمترین جشنواره سینمای مستند ایران برایش نمیماند. گذشته از این مدیرعامل مرکز به سبب ملاحظات خاصی که مانند همه مدیران دولتی دارد، دبیری جشنواره را به کاری کارمندی تنزل میدهد.خلاصه اینکه دبیر باید مستقل از مدیریت عامل مرکز باشد و گروه همکاران خودش را داشته باشد.
تعداد حداقلی هم از خانمها در ترکیب هیات انتخاب و داوری نداشتیم
مدیر شرکت تصویرگستر الهه پارسی اما در پاسخ به پرسش حالا مستند،نگاهش این است که هر چند داوران باید متخصص باشند اما بخش عمدهای سلیقه هست. یعنی بعد از اینکه فیلم از لحاظ کیفی و بین المللی صاحب استاندارد باشد، سلیقهی داوران وجود دارد که البته آن قابل دفاع است.من همیشه میگویم اگر فیلمی خارج از اراده کنار گذاشته شود آن دیگر سلیقه نیست، آن ضوابطی است که بیان کردم ولی اگر فیلم بعد از دارا بودن کیفیت انتخاب شود یا نشود سلیقه داوری است. من برای هر فیلمی در حوزه سینمای مستند که متعهد به واقعیت زندگی آدمها است از جا برمی خیزم.
نوبخت افزود:من انتقادی هم به جشنواره حقیقت دارم به خاطر اینکه ما امسال تعداد حداقلی هم از خانمها در ترکیب هیات انتخاب و داوری نداشتیم. در دورهای اگر یک خانم را در میان پنج نفر آقایان هیئت انتخاب یا داوری قرار میدهند، این کافی نیست این نقطهی بسیار پررنگی بود که به آن عقیده محکمی دارم. حتماً پیشکسوتان صاحب اندیشه و تجربه میان بانوان در این عرصهی سینمای مستند هستند که میشود از آنها دعوت کرد.
کارنامه ی بعضی از اعضای هیأت انتخاب در حوزه ی سینمای مستند قابل دفاع نیست
کارگردان مستندهای “پارسیاد” و “ماریان” نیز در پاسخ به پرسش حالا مستند دربارهی مسألهی هیأت انتخاب و داوری سینما حقیقت بیان داشت: واقعیت اینکه همواره درباره هیات انتخاب و داوری نقدهایی وجود داشته است، به ویژه در جشنواره سینما حقیقت که به نوعی مهمترین جشنواره تخصصی مرتبط با حوزه سینمای مستند در ایران است. اما از دیدگاه من حساسیت دورهی پانزدهم برای برخی از فیلمسازان بیش از دوره های پیشین بود و آن اجرایی شدن قانون پریمیر در جشنواره بود. تصور من و شاید بسیاری از همکاران بر این بود که با وجود اجرایی شدن این قانون، حتما تمهیداتی در نظر گرفته شده تا انتخاب آثار با حساسیت بالاتری و توسط اشخاص متخصص حوزه سینمای مستند صورت پذیرد. متاسفانه اما اینگونه نشد، و شاهد حضور اعضایی در هیات های انتخاب بودیم که اگرچه قابل احترام هستند اما نمی شود از کارنامه آنها در حوزه سینمای مستند دفاع چندانی کرد. فیلمسازانی با شرایط دشوار ساخت فیلم مستند در ایران، آثاری را تولید می کنند که در بیشتر آنها سالها زمان می برد تا کاری شکل بگیرد، با امید به دیده شدن، فیلمهایشان را به این جشنواره ارائه می کنند و کمترین توقع آنها بررسی آثارشان توسط یک هیات انتخاب منصف و کاربلد است تا شاید با راه یابی اثرشان به جشنواره زمینه دیده شدن بیشتر فیلمشان پدید آید.
هر چه در فیلمم جستجو می کنم نمی توانم دلیل عدم راه یابی به جشنواره را بفهمم
کلجهای خاطرنشان کرد:می خواهم از این فرصت استفاده کنم و درباره فیلم خودم که متاسفانه به جشنواره راه نیافت صحبت کنم. من امسال مستندی با عنوان «ماریان» را به جشنواره ارائه دادم که موضوع آن درباره پیشینه شکل گیری، تحولات هفتاد سال اخیر و وضعیت باغهای تاریخی – سنتی شهر قزوین است. یک پهنه باغی 2800 هکتاری با یک نظام پیچیده آبیاری و مدیریتی که به ثبت میراث ملی نیز رسیده است و امروز به دلیل سوء مدیریتهای موجود در آستانه نابودی قرار گرفته است. این در حالی است که تا همین هفتاد سال پیش شهر قزوین در تمام منابع تاریخی به شهری محصور میان باغها مشهور بوده و اصولا ادامه حیات شهر وابسته به ادامه حیات این باغهاست. خوب شما ببینید یک چنین موضوعی را که من از سال 1395 به آن ورود کردم و بعد از چند سال پژوهش، با حضور در محلات گوناگون این باغستان تلاش کردم تا مشکلات باغداران را ببینم و از زوایای گوناگون به موضوعات فرهنگی، میراثی، محیط زیستی، اقتصادی و… بپردازم، در نهایت با رای هیات انتخاب به جشنواره راه نمی یابد و من هر چه در فیلمم جستجو می کنم نمی توانم دلیل این عدم راه یابی را بفهمم، فیلمی چالشی که شاید می توانست با راه یابی و حضور در جشنواره زنگ خطری را بلندتر به صدا درآورد که به بقاء موضوع مورد پژوهشش یاری رساند.
او افزود:به اعتقاد من توجه به چینش هیات انتخاب از این نظر دارای اهمیت است که بدانیم جشنواره سینما حقیقت حالا تبدیل شده است به یک عیار سنجی برای جشنواره های دیگر داخلی و اصلا شرط ارسال فیلمها به جشنواره ای مثل فجر، راه یابی آثار به بخش مسابقه سینما حقیقت است؛ که البته به نظرم به این شرایط انتخاب هم نقد وارد است، و باید این شرط کنار گذاشته شود که آن نیاز به بحث دیگری دارد. فیلم شما در صورتی که به جشنواره سینما حقیقت راه پیدا نکند در جشنواره های دیگر اقبال کمی خواهد داشت. بسیاری از مستندها هم که به دلیل مغایرت با سیاستهای صدا و سیما به تلویزیون راه نمی یابند و در دیگر سو مگر چند درصد آثار تولید شده موضوعشان جهانی است که بشود روی پخش جهانی اش امید بست؟
هیات داوران هر دو بخش ملی و آوینی قطعا گروه معتبری بودند
در پاسخ به پرسش حالا مستند، شکیبانیا با تاکید بر اینکه هیات داوران هر دو بخش ملی و آوینی قطعا گروه معتبری بودند، گفت:طبق بازخورد گروههای مختلف، مورد اقبال اکثریت مخاطبین اعم از شرکت کنندهها و دیگران بودند. البته هیات انتخاب چنین نبود و به ترتیب در بخشهای نیمه بلند، کوتاه و بلند رضایتمندی بیشتر میشد. اساسا منطق و شیوه برگزیدن هیات انتخاب با این مشکل همراه است چون فرایند آن باعث میشود اغلب فیلمسازانی باشند که مورد اقبال عموم نیستند. این فرایند عبارتست از این که باید کمیته انتخاب (نه نفر در سه بخش ملی و سه نفردر بخش آوینی) از بین کسانی انتخاب شوند که خود یا نزدیکانشان در جشنواره فیلم نداده و در دو سال گذشته در ترکیب انتخاب و داوری نبوده باشند، هم چنین فرصت و حوصله تماشای تعداد زیادی فیلم در زمان کوتاه را داشته و حد نصابی از تجربه و سابقه در سینمای مستند داشته باشند. برای همین، یافتن ۱۲ نفر با کیفیت و مطلوبیت بالا و مورد اجماع عموم،با این مشخصات در جامعه کوچک سینمای مستند کار آسانی نیست.
این تهیه کنندهی فیلم و مدیرعرصهی سینمای مستند در ادامه بیان داشت: برای دورههای بعدی، رفتن به سمت کمیته مشاورین انتخاب و اعطای امتیاز کامل انتخاب به دبیر جشنواره با کمک کمیته انتخاب که متشکل از حد اقل ۱۰ الی ۱۵ فیلمساز سرشناس و یا افراد با کیفیت باشند پیشنهاد میشود. لازمهی این کار البته جدا بودن دبیر جشنواره از مدیرعاملی مرکز گسترش است.
پرسش دیگر حالا مستند حول این محور بود که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بعنوان متولی اصلی سینما حقیقت از لحاظ کمی و کیفی، چه رویکردی میتوانست برای جشنواره پانزدهم داشته باشد که نظر مساعد مستندساران را تأمین نماید؟
در ده سال اخیر اکثر اعضای برگزاری جشنواره حقیقت یکدست بودهاند
در پاسخ به این پرسش،جعفر نجفی تصریح کرد: خوشبختانه برگزاری جشنواره خوب بود. در جایی که بسیاری از جشنوارهها در این شرایط بحرانی کرونا فقط آنلاین برگزار شده است، جشنواره حقیقت در اکران فیزیکی و آنلاین واقعا موفق بود و شکل برگزاریاش در حد بینالمللی بود. به واقع مسئولین و عوامل برای هر چه بهتر برگزار کردن آن، تمام توان و انرژی خود را گذاشتند که به تک تک اعضای تیم برگزاری جشنواره عرض تشکر و خسته نباشید دارم.
برندهی جایزهی فیپرشی (انجمن بینالمللی منتقدان فیلم) سی و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند آمستردام (ایدفا) ادامه داد: خالی از لطف نیست به این نکته اشاره کنم که از اتفاقات خوب جشنواره حقیقت این است که در ده سال اخیر اکثر اعضای برگزاری آن یکدست و یکسان بودهاند . وجود چنین شرایطی برای یک جشنواره و فیلمسازان مفید است چرا که تجربه و شناخت بیشترشان باعث عملکرد بهتر میشود. اصولا جشنوارههایی که هر سال دبیرش تغییر کند، همه عوامل آن نیز تغییر میکنند، که خود ضربه بزرگی محسوب میشود.
اساسا جشنواره سینما حقیقت رویکردی ندارد
رییس هیأت مدیرهی انجمن مستندسازان سینمای ایران اما معتقد است:اساسا جشنواره سینما حقیقت رویکردی ندارد، اول باید رویکرد خود را روشن کند بعد شرایط کمی و کیفی آن را به بحث گذاشت. در چنین شرایطی فقط میشود در مورد مدیریت اجرایی آن صحبت کرد. مثلا اینکه سطح کیفی فیلمها و برنامهریزی نمایش آنها چگونه بود. مورد اول را پیشتر گفتم، مورد دوم را هم باید با توجه به شرایط حاضر سنجید؛ اینکه دست اندرکاران کوشیدند جشنواره را علاوه بر آنلاین، به شکل حضوری هم برگزار کنند تحسینبرانگیز است. به ویژه آنکه گویا در مدت کوتاهی این امکان فراهم شد، به همین سبب برخی کمبودها را میتوان به پای فشردگی زمان گذاشت و چشم پوشید. اما برخی اشکال و ایرادات اجرایی ناشی از بیتوجهی به تجربیات پیشین است و ربطی به فشردگی زمان و کمبودهای دیگر ندارد، مثل برنامهریزی و سانسبندی نمایش فیلمها و نبود فضای گفتوگو و نقد و بررسی درباره فیلمها در روزهای جشنواره و به صورت حضوری. به نظرم همینها پیکرهی اصلی جشنواره را میسازد؛ و امکان اینکه در زمانی محدود با توجه به برنامه ریزی برنامه نمایش، بیشتر فیلمهای مورد نظرتان را ببینید و تصویری هرچند کلی از فضای کیفی فیلمهای حاضر در جشنواره به دست آورید. اینها شاید مهمترین کمبودهای اجرایی جشنواره پانزدهم بود.
بها دادن به مستندهای شخصیت محور و قصه گو سیاستگذاری اشتباه مرکز گسترش است
کاندیدای بهترین فیلم در بخش آزاد از پنجمین جشنواره بین المللی سینما حقیقت هم در پاسخ به پرسش حالا مستند گفت: چند سالی است شاهد شکل گیری جریانی در جشنواره هستیم، که پیش از این بسیاری درباره آن هشدار داده بودند و توجهی نشد و آن بها دادن به مستندهای شخصیت محور – قصه گو است.اینکه مرکز گسترش با توجه ویژه به این آثار کار را به جایی رسانده است که اینک مستندسازها دوربینشان را به جای آنکه به سمت موضوعات بگیرند و فرضا سیستم و دولت را در بخش های گوناگون به نقد بکشند تا شاید تغییری ایجاد کنند، دوربین شان را گردانده اند به سوی مردم و دارند دنبال یک شخصیت می گردند تا در زندگی او قصه ای را حالا یا واقعی یا غیر واقعی جاری کنند و به اصطلاح موقعیتی را فعال کنند – بسازند – و بعد از آن فیلم بگیرند؛ به اعتقاد من این ناشی از سیاست گذاری اشتباه مرکز گسترش در جشنواره بوده است. حالا ما در سالهای اخیر بیشتر و بیشتر شاهد شکل گیری مستند هایی هستیم که صرفا موقعیت یک شخصیت – خیالی یا واقعی – را نمایش می دهد.
کلجه ای افزود: اگر در جشنواره های دیگر جهانی به اینگونه آثار توجه می شود، اما عرصه برای دیده شدن مستندهای دیگر بسته نیست و جشنواره ها طیف های گوناگونی از فیلم را مورد توجه قرار می دهند، بر عکس سینما حقیقت که شاید بشود گفت بیش از80 درصد آثار حول یک شخصیت و موقعیت او و چالشهایش برای رفع آن متمرکز شده است که به نظرم بایست درباره این رویکردها بازنگری جدی شود.
عمده انتقادات معطوف به هیاتهای انتخاب بود
شکیبانیا در خصوص این پرسش طرح شده تصریح کرد:با توجه به نظرات رسیده به مرکز و نیز بازخوردهای مخاطبین جشنواره و فیلمسازان، عمده انتقادات، معطوف به هیاتهای انتخاب بوده که بایستی این موضوع به طور جدی بررسی و اصلاح شود. البته در سایر بخش ها مانند کارگاهها، شیوه اکران آنلاین، برگزاری فیزیکی محدود و نیز داوری و جدول اکران و برنامه های جانبی مثل بزرگداشتها و پیچینگ رضایت مطلوبی نسبت به دورههای قبل وجود دارد.
و اما دیگر پرسش حالا مستند پیرامون ماهیت و اصالت چند فیلم در پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت بود که برخی از کارشناسان و مستندسازان نگران بروز نوعی انحراف در تولید فیلم مستند تحت عنوان “مستندهای کذایی یا ساختگی” هستند،حالا مستند نظرفعالان سینمای مستند را دربارهی این مسأله جویا شد و اینکه مرکز گسترش چه نقش مهم و اثربخشی در جلوگیری از رشد فزایندهی چنین انحراف آگاهانهای می تواند داشته باشد؟
کارگردان اجازه ندارد آنطور که دوست دارد واقعیت را تغییر دهد
نجفی که اتفاقا مستند بلند “چهره پرداز” او در جشنوارهی پانزدهم مرکز ثقل این مباحث چالشی از سوی گروهی از مستندسازان،رسانهها و منتقدان بود،اظهار داشت: اگر منظور شما از مستندهای کذایی و مورد انحراف، مستند دراماتیزه است که باید بگویم، مستند دراماتیزه یک جور شکستن مرزهای ژانری است.در این سبک، سینمای مستند، یک متن را از دل یک واقعیت بیرون میکشد و آن متن را به گونهای بیان میکند که برای مخاطب جذابیت داشته باشد،حتی ممکن است از بعضی المانهای سینمای داستانی هم بهره بگیرد که این المانها، شامل گره انداختن و ایجاد تعلیق است. البته این به معنای ساخت اتفاق یا دخل و تصرف در واقعیت نیست. ما میدانیم که مهمترین بخش فیلم مستند مبتنی بودن آن بر واقعیت است،چون کارگردان اجازه ندارد آنطور که دوست دارد واقعیت را تغییر دهد.
مستندسازی را از انحصار تعدادی از همکاران متعصب در بیاورند
کارگردان مستند موفق “آشو” افزود: باید بدانیم گزارش واقعیت، بدون در نظر گرفتن درام پنهان در آن، تماشاگرى نخواهد داشت و فقط به درد ثبت در آرشیو مىخورد که از این دست فیلمها زیاد داشتیم و داریم. در مستند دراماتیزه، فیلمساز مستند این فضا و شخصیتهاى واقعى را از پیش بردارد، نیمى از راه را رفته است. دراماتیزه کردن یک صحنه صرفا محدود به روایت نیست بلکه جایی که کارگردان میایستد و تعدادی از جزءها را میبیند و از تعدادی جزء چشمپوشی میکند. همه اینها در دراماتیزه شدن فضای فیلم تأثیر مستقیم دارد. اما نوع دوم مستندی که هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد، مستند گزارشی و خبرنگارانه است (البته باید ذکر کنم خبرنگاری دنیای خاص و حرفهای خودش را دارد که توضیح آن در زمان محدود ما نمیگنجد) و بسیاری از مستندسازان متعصبانه بر روی آن پافشاری دارند که نه تنها در مستندسازی پیشرفت حاصل نمیشود، بلکه مخاطبان مستند رفتهرفته کمتر میشوند و از دور واقعیت به روز مستندسازی دنیا هم حذف میشویم. من تأکید می کنم به مستندسازان با سبک نوگرا بها داده شود و مستندسازی را از انحصار تعدادی از همکاران عزیز متعصب در بیاورند و زمینه آموزشهای لازم و صحیح را برای علاقمندان و مستندسازان ایجاد کنند.
واژه ی ساختگی ناتوان از انتقال انحرافی است که این فیلمها در سینمای مستند ترویج میکنند
حمید جعفری در رابطه با این پرسش حالا مستند بیان داشت:واژه ی ساختگی برای این فیلمها رسا و گویا نیست، یا به اندازهی کافی گویا نیست. به ویژه اگر واژه «ساختگی» ساخت و ساز و بازسازی را در سینمای مستند به ذهن بیاورد. در ضمن این واژه میتواند معنی تصنع را هم بدهد. در حالیکه بعضی فیلمها گاهی بهرغم اینکه گرفتار تصنعاند، صداقت دارند، از اینرو واژه ی ساختگی ناتوان از انتقال انحرافی است که این دست فیلمها در سینمای مستند ترویج میکنند. این فیلمها هم محتوا را قلب میکنند و هم در ساخت دروغگویانهاند. مهمترین مشکل این فیلمها بیصداقتی است. کارگردان کلیشههایی در ذهن دارد که میخواهد آن را با ابزار و عناصر مستند و در فضایی مستند و با ادعای مستند به معنی سند قابل استناد قالب کند. آن کلیشهها نه فقط برخاسته از واقعیت جامعه نیستند، بلکه معمولا برساخته ذهن کارگردان و القائات فضای حاکم بر جشنوارهها هستند. در واقع این فیلمها دروغی را به قصد دروغی دیگر بهکار میبندند و به همین سبب معتقدم مروّج نوعی شارلاتانیسم در سینمای مستند هستند. درحالیکه گاهی کارگردان ممکن است دروغی را به قصد گفتن راستی بهکار ببندد؛ این امر در سینمای داستانی رایج است و اینها را باید حتما از هم تفکیک کرد.
وقتی به فیلمی در جشنواره جایزه می دهید، مشخصأ الگوسازی میکنید
این مستندساز که جوائز متعددی از فستیوالهای داخلی و خارجی در کارنامهاش دارد خاطرنشان کرد: این فیلمها حتما خواهان و مشتری خودشان را دارند، اما نقش سیاستها و عملکرد جشنوارهها و در اینجا مشخصا جشنواره سینما حقیقت است که در گسترش این نوع سینما یا جلوگیری از آن میتواند بسیار مؤثر باشد. وقتی فیلمی را در جشنواره نمایش میدهید، تأییدی بر آن فیلم و آن شیوهی فیلم سازی است و وقتی آن را در بخشهای دیگری هم معرفی میکنید و نمایش میدهید توجه ویژهای به آن میکنید، و اگر به آن فیلم جایزه بدهید، مشخصا الگوسازی میکنید و به دیگران نشانی میدهید که اینگونه فیلم بسازید. به نوعی تزریق سم انحراف و انحطاط در ذهن فیلمسازان نوپا و تازه کار و جویای نام است.
باید متعهد به واقعیت زندگی آدم ها باشیم
الهه نوبخت اما مستند داستانی را ژانری بسیار مشخص در دنیا می داند و معتقد است: مرکز گسترش نمی تواند بیاید و فردی را از انحراف آگاه کند این فیلمساز است که تصمیم میگیرد با چه رویکردی فیلمش را بسازد حالا اینکه ما آن مستند را قبول داریم یا نداریم به هر ترتیب رویکردی است که درست یا غلط تعدادی از فستیوال های بین المللی هم به آن روی آورده اند و گاهی وقتها با این تعریف که چگونه کارگردان توانسته فضای دراماتیکی از دل واقعیت موضوع بیرون بیاورد مرز بسیار باریکی میان آن وجود دارد.
وی افزود:در این حال باید حواسمان باشد که نباید به فیلم درام اضافه کنیم چون باید متعهد به واقعیت زندگی آدم ها باشیم.البته در این مرز باریک بعضیها فکر می کنند فیلم را کاملاً داستانی یا ساختگی کردیم و بعضی دیگر میگویند این توانایی کارگردان است که توانسته فضای دراماتیک زندگی واقعی آدم ها را در بیاورد و از یک مستند صرف گزارشی و حضور کاراکتر مقابل دوربین خارج کند که گاهی شاهدش هستیم در برخی فستیوالهای دنیا اتفاق می افتد.اما اینکه مرکز گسترش در ابن خصوص چقدر میتواند موفق عمل کند به نظر من شاید این سوال وارد نباشد و باید به هیئت انتخاب و داوری رجوع کرد.
به جای فیلمساز ترسیدم و شرم کردم
کلجهای در پاسخ به این پرسش حالا مستند به یکی از فیلمهای حاضر در جشنوارهی پانزدهم اشاره کرد و گفت: امسال من شاهد فیلمی در جشنواره بودم که شخصیت فیلم جلوی دوربین حرفهایی می زد و افشاگری هایی درباره زندگی خودش داشت که حیرت کردم از فیلمسازی که صرفا شاید به ساخت فیلم و حضور در جشنواره فکر کرده است. من وقتی کمی تصور کردم که اگر روزی این زن، یا فرزندانش و یا اعضاء دیگر خانواده اش که حرفهایی خطرناک درباره آنها بیان می کند این فیلم را ببینند، چه عواقبی برای آنها خواهد داشت و چه تاثیری در روحیه و زندگیشان می گذارد به جای فیلمساز ترسیدم و شرم کردم.
این فعال عرصهی سینمای مستند در ادامه اظهار داشت: به شخصه حاضر نیستم به خاطر حضور در جشنواره و جایزه گرفتن به واقعیت غیر وفادار باشم و قصه ای را به شکل ساختگی بسازم و به عواقب و خطرات دیده شدن فیلم توسط شخصیت و اطرافیانش نیندیشم. با دیدن اینگونه فیلمها گمان می کنم برخی فیلمسازان یا سینمای هیبرید را درک نکرده اند یا آن را وارونه متوجه شده اند.
تلاش برای رسیدن به فرمها و قالبهای جذاب موجب توسعه سینمای مستند خواهد شد
شکیبانیا البته قائل به عبارت “رشد فزاینده” در پرسش حالا مستند نیست.او تصریح کرد:نگرانی بیشترم در خصوص کم جان، غیر جذاب و ضعیف بودن فیلمهای مستند تولید شده در بدنه سینمای مستند و تلویزیون هست و تولید چند فیلم با تکنیکهای بازسازی که شائبهی دخالت کارگردان و یا ساختگی بودن دارد نه تنها محل نگرانی نیست بلکه با دامن زدن به بحثهای این چنینی موجب ارتقای دانش و تجربه تولید و تعدیل این نوع نگاهها میشود.
تهیه کنندهی مستندهای تحسین شدهی “زمناکو” و “جایی برای فرشتهها نیست” در ادامه بیان داشت: در مجموع تلاش برای رسیدن به فرمها و قالبهای جذاب حتی اگر گامهای اولیه قابل نقد باشد نهایتا موجب توسعه سینمای مستند خواهد شد و ابن بسیار ضروریست. به نظر من نگاه ما در سینمای مستند با توجه به تولیداتمان از نمونههای خوب دنیا خیلی عقبتر است و مشکل جدی اینجاست نه چند فیلم بازسازی شده با حتی جعلی.
پرسش پایانی حالا مستند دربارهی فرم برگزاری جشنوارهی سینما حقیقت بود که چه میزان به استانداردهای جهانی جشنوارههای فیلم مستند در دنیا نزدیک است و از نگاه فعالان سینمای مستند،این رویداد تخصصی چگونه باید باشد که بتواند در قد و قوارهی جشنوارههای معتبر بین المللی عرض اندام کند؟
تعداد انگشت شماری پیشرفت و صلاح سینمای مستند ایران را نمیخواهند
جعفر نجفی که تجربهی حضور گستردهی فیلم “آشو” را در فستیوالهای بین المللی دارد در پاسخ به پرسش پایانی حالا مستند گفت: اگر جشنوارههای بینالمللی سطح یک دنیا همچون ایدفا، هات داکس و لایپزیک و …را بررسی کنیم میتوانیم استانداردهای ممکن را از هر لحاظ فنی و تکنیکی ببینیم. برای نزدیکتر شدن به این استانداردها لازم است تا حد ممکن و البته مجاز معیارهای وجودی چنین جشنوارههایی را برای جشنواره حقیقت به کار برد.
این کارگردان جوان افزود:تا زمانی که فیلمهای مستندی از فیلمسازان ایرانی در جشنوارههای سطح یک دنیا انتخاب میشوند و تعدادی انگشت شماری از همکاران که قوانین ساخت فیلم مستند را به سلیقه خودشان محدود کردند به نوعی با آنها دهن کجی میکنند و سعی نمی کنند هم قد آنها بایستند،موقعی میتوان به این درجه رسید که سینمای مستند از انحصار این دوستان بیرون بیاید. متاسفانه تا جایی که میبینم آنها پیشرفت و صلاح سینمای مستند ایران را نمیخواهند.
مهمترین اشکال سینما حقیقت این است که سیاستی مشخص ندارد
جعفری نیز با اشاره به این نکته که سینما حقیقت مهمترین جشنواره سینمای مستند ما و رویدادی جدی برای اغلب مستندسازان است، اظهار داشت: باید بپذیریم که جشنواره حقیقت هیچ نسبتی با استانداردهای جهانی جشنوارههای فیلم مستند در دنیا ندارد و در این شکل کنونیاش هیچوقت نمیتواند حتی به آن نزدیک هم بشود. مهمترین اشکال سینما حقیقت این است که سیاستی مشخص ندارد، همهجور فیلم در آن دیده میشود، از تجربی گرفته تا مستندهای تلویزیونی و بلکه برنامهسازیهای تلویزیونی؛ هم چنین از مستندهای اجتماعی گرفته تا مستندهای محیطزیست،حیاتوحش،باستانشناسی،مردمشناسی،تاریخی،شاعرانه،دو رگه و البته از مستندهای بیواسطه تا مستندهای بازسازی شده و این و آن.
کارگردان نخستین فیلم مستند کوتاه ایرانی نامزد اسکار 2019 افزود: جشنواره در این شکلاش بازار مکارهای است که در آن همه چیز پیدا میشود و معیاری ارزشمند شکل نمیدهد. مشکل دیگر، ممیزی است که هر سال سختتر از سال پیش اعمال میشود. این دو مشکل مانع بزرگی است در نزدیکی این جشنواره به جشنوارههای تراز اول جهانی.
فستیوالها باید برای آیندهی فیلمسازان و ایده های جدیدشان فرصت فراهم کنند
نوبخت که عکس دیدگاه جعفری، معتقد است جشنواره حقیقت دارد خودش را به استانداردهای جشنوارههای جهانی بسیار نزدیک میکند،با نقد بازار فیلم این جشنواره تصریح کرد: بازار فیلم بین المللی سینما حقیقت تعاملی نیست،بنابراین همچنان معتقدم فستیوالها باید کمک نمایند بعد از روز برگزاری تا یکسال برای آیندهی فیلمسازان و ایده های جدید شان فرصتی فراهم کنند.حال باید دید مرکز گسترش در این بخش چقدر توانسته موثرعمل کند؟ اینکه ما جشنواره برگزار کنیم و جوایزی بدهیم تمام شود اساسأ تاثیری نمی گذارد و کمکی نمی کند. شاید هم اقداماتی صورت گرفته باشد که ما باید این را در گزارشهای پس از برگزاری جشنواره حقیقت ببینیم و بشنویم.
کار کردن با تهیه کنندگان خارجی سخت است و فرآیندی پیچیده و طولانی دارد
کلجهای که همچنان از اتفاقی که در دورهی پانزدهم سینما حقیقت برای فیلمش افتاده متعجب و معترض است،بیان داشت:علاوه بر من، دوستان و همکاران دیگری نیز به این هیات انتخاب معترض بودند؛ من بیش از هر زمان دیگری تصور کردم چقدر خوب می شد امکانی پدید می آمد تا بتوان به واسطه آن فرضاً از طریق یک پلتفرم آنلاین،آن تعداد از فیلمهایی که به جشنواره راه نیافته اند را دید.
عضو انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند هم چنین پیرامون پیچینگ جشنواره سینما حقیقت که امسال برای نخستین بار تجربه اش کرد اظهار داشت: حدود 20 طرح که از میان بیش از 100 طرح ارسالی به مرحله پیچینگ راه یافتند فرصتی داشتند تا از طریق ارتباط آنلاین برای جذب مشارکت و یا سرمایه برای ساخت فیلم با سرمایه گذاران و پخش کنندگان خارجی گفتگویی داشته باشند.متاسفانه وضعیتی که تحریم و موضوع انتقال پول از خارج به داخل ایران پدید آورده، در همه بخشها تاثیر منفی خود را گذاشته و این بخش نیز مستثنی نیست چون کار کردن با تهیه کنندگان خارجی سخت است و فرآیندی پیچیده و طولانی دارد.
وی افزود:ما با دست اندرکاران پیچینگ مطرح کردیم تا مرکز گسترش دستکم پشت این طرح ها که تا این مرحله بالا آمده اند بایستد، تا فیلمها برای ساخت گامی به جلو بردارند که متاسفانه تا به این لحظه هیچگونه حمایتی از طرح ها نشده است. البته برای خود من در سالهای گذشته اینگونه بود که معمولا اقدام به ساخت فیلم می کردم با تجهیزات و امکاناتی که در اختیار داشتم و سپس فیلم را برای فروش و یا پروسههای دیگر ارائه میکردم اما حالا در همین دو سه سال اخیر شرایط به نوعی تغییر کرده و هزینه ها به شکلی افزایش یافته است که واقعا دیگر شاید امکان پذیر نباشد به همان شیوه های گذشته فیلمسازی کردن. من معتقدم متاسفانه امروز سینمای مستند در یک وضعیت اغما قرار گرفته و واقعا اگر حمایت درستی اتفاق نیفتد شاید جبران آن تا سالها امکان پذیر نباشد.
جشنواره سینما حقیقت اعتبار مناسبی در جهان پیدا نموده است
معاون مستند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با اشاره به این نکته که جشنواره بینالمللی سینمای مستند ایران (سینما حقیقت) به اعتبار برخی مستندهای خوب، فیلمسازان سرشناس و نیز ارتباطات شبکهای که با سایر جشنوارهها و فیلمسازان شناخته شده جهانی دارد اعتبار مناسبی در جهان پیدا نموده و یک جشنواره شناخته شده بین اهالی سینمای مستند است،گفت: جشنواره سینما حقیقت چه در بخش بینالمللی و چه در بخش داخلی هنوز نیاز به ارتقاء داشته و با جشنوارههای معتبر و به عبارتی الف فاصله زیادی دارد.
شکیبانیا افزود: البته در نظر داشته باشیم،سینما حقیقت یک رویداد دولتی و حمایتی است و هیچکدام از جشنوارههای معتبر جهان جشنواره دولتی به این شکل محسوب نمیشود و نهادهای مستقل خود را دارند.اگرچه به نظر بنده یک جشنواره دولتی را نباید با جشنوارههای معتبر جهانی مقایسه کرد اما علیرغم این موضوع سینما حقیقت توانسته در بین مستندسازان، مهمترین و گاهی اوقات معتبرترین رویداد مستند کشور قلمداد شود.
وی خاطرنشان کرد:شاید جدا کردن بدنه اجرایی و دبیری آن از مرکز گسترش گام مهمی برای ارتقای جشنواره حقیقت محسوب شود. همچنین انتخاب دبیر و بدنه اجرایی برای دورههای طولانی تر مثلا سه یا پنج ساله امکان رشد و ارتقای مهمی برای آن فراهم میکند.
حالا مستند برای جمع بندی مباحث مطروحه و طرح نگاه موشکافانهی خارج از فضای فعالان عرصهی سینمای مستند نسبت به جشنواره حقیقت،سراغ یکی از نویسندگان و منتقدان سینمایی شناختهشدهی کشور رفت که اتفاقأ در زمان برگزاری پانزدهمین جشنوارهی سینما حقیقت در پردیس چارسو حضور یافته بود.سید رضا صائمی که مدیریت سایت هنر و تجربه را بر عهده دارد، در پاسخ به درخواست تحریریهی سایت خبری حالا مستند برای تکملهی انتشار پروندهی ویژهی سینما حقیقت،در قالب یک یادداشت کارشناسی که در ادامه درج می شود به بیان دیدگاه خود پیرامون کم و کیف پانزدهمین دورهی این جشنواره پرداخت:
باید به کارکردهای اجتماعی و اثرگذاری سینما حقیقت بر مخاطب اندیشید
وقتی حال جامعه خوب نیست روایت این جامعه نیز با تلخی و تراژدی گره می خورد. رد این ناخوشی را می توان در آثار پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت نیز ردیابی کرد. این البته به معنای ارزش های هنری این آثار نیست، بحث بر سر تلخکامی هایست که به تصویر کشیده می شود و ای کاش به جز علاقمندان سینما مستند، آنها که مسئول رفع این تلخکامی ها و آسیب ها هستند هم به تماشای این مستندها بنشینند تا شاید کمی از عمق رنج ها کاسته شود. امسال برای دومین بار بود که جشنواره سینما حقیقت در شرایط کرونایی برگزار شد و قطعا ارزیابی کم و کیف آن بدون لحاظ کردن محدودیت های این شرایط ممکن نیست. طبیعتأ شور و حالی که از حضور انبوه مشتاقان مستند در جشنواره شاهد بودیم برقرار نبود و این البته یک خوبی داشت که اهالی رسانه و مستندسازان در فضای خلوت و آرام تری به تماشای فیلم ها بنشینند و از سوی دیگر اکران آنلاین هم فرصت فراختر را برای علاقمندان مستند در سراسر کشور ایجاد کرد تا به شکل آنلاین به تماشای این آثار بنشینند و جشنواره طیف و تعداد مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند. شاید گزافه نباشد که جشنواره سینما حقیقت را بازگشت سینما به اصل خویش بدانیم. گرچه امروز اغلب سینما را با تخیل و قصه پردازی اش می شناسند اما تاریخ سینما با فیلم مستند شروع می شود. گویی سینما در سپیده دم تولد خویش بیش از سرگرمی در جستجوی آگاهی بود و این هدف بیش از هر گونه دیگر فیلمسازی در جهان سینمای مستند محقق می شود. از این حیث «سینما حقیقت» را می توان تصویری از «حقیقت سینما» دانست. فارغ از سویه های سینمایی جشنواره سینما حقیقت که در پی کشف و شناسایی و نمایش آثار مستند و مستندسازان با استعداد است و در واقع کارکردهای درون متنی این جشنواره را صورت بندی می کند باید به سویه های بیرونی و فرامتنی این جشنواره و در واقع کارکردهای اجتماعی و اثرگذاری آن بر مخاطب و در ساحتی بزرگتر بر اعتلای فرهنگ جامعه هم اندیشید. اگر در یک روایت مخاطب شناسانه به طبقه بندی مخاطبان جشنواره سینما حقیقت بپردازیم می توان آنها را به دو گروه عمده مخاطبان خاص و مخاطبان عام تقسیم کرد. مخاطبان خاص شامل خود مستندسازان و مدیران و سیاست گذاران سینمایی در این حوزه است که برای آنها ساختار و سویه های تکنیکی و فرمی آثار، اولویت داشته و چه بسا در پی یادگیری و مهارت آموزی برای ساخت مستندهای خود به تماشای آنها می نشینند یا برای ارزیابی و داوری آن اما مخاطبان عام که شاید شناخت تخصصی کمتری به سینمای مستند داشته باشند و مثلا وجوه زیبایی شناسی و تکنیکی یک فیلم را درنیابند و لذت نبرند اما آنها اغلب تحت تاثیر موضوع و محتوا و مضمون مستندها هستند و این دقیقا همان نقطه ای است که سینمای مستند می تواند به اثرگذاری اجتماعی و آگاهی بخشی بپردازد. نگاه منتقدانه و پرسشگر نسبت به مسائل جامعه را در مخاطبان تقویت کرده و آنها را نسبت به آسیب ها و تهدیدها هوشیار یا نسبت به فرصت ها و نعمت ها آگاه کند. در واقع جشنواره سینما حقیقت فقط یک فرصت یا محفل و دورهمی سینمایی برای تماشای مستندها نیست بلکه چیزی شبیه به آموزش ضمن خدمت می ماند که مخاطبان را با مسائل مختلف جامعه و چالش ها و خوانش های آن مواجه کرده و به تامل و تفکر دعوت می کند از این رو باید با همه ضعف و کاستی هایی که در برگزاری این جشنواره وجود دارد باید قدر آن را دانست. جشنواره ای که فرصتی طلایی برای تماشای واقعیت هاست.
و نکته ی پایانی
با طرح چنین موضوعات و مباحث کارشناسی در رسانه ها و محافل تخصصی و سینمایی که برای آسیب شناسی مهمترین جشنواره ی سینمای مستند ایران (سینما حقیقت) صورت می گیرد، امیدواریم با توجه و تأمل دقیق و دغدغه مندانه ی مدیران سینمایی کشور به ویژه دست اندرکاران مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، شانزدهمین دوره ی این جشنواره از لحاظ کمیت و کیفیت به نحو مطلوب و نزدیک به استانداردهای بین المللی برگزار شود.







