علیرضا سعیدی کیاسری: پنجه در پنجهی روز پنجم، پنجرههای خانهی جشنواره بال عشق وا کردند و میزبان قدمهای ارغوانی دبیر شدند.اینطوریا بود که مسعودخان نقاش زاده خیلی سرزده در اوج – نه اون موسسه که فیلمشون رو هیأت انتخاب ردش کرد – سلامت با صحت – سروش همراش نبود – توی سالن اکران فیلمها حاضر شد و گفت که عصر شنبه با رسانهها مفصل حرف داره برای گفتن.
فیلم اول پنجمین روز جشنواره بیمادر بود. وای که چقدر این مسأله در طول تماشای فیلم ملموس بود.درامی ناقص الخلقه که البته به زعم سازندههاش این نو رسیدهی انتخاب شده توی هیأت! نه نارس بود نه یتیم.اما جونم براتون بگه بعد از نمایش بی مادر،یهویی توی محوطهی بیرونی خونهی جشنواره،یه عده دختر و پسر نوجوون جمع شدند که گمان کردیم بچههای بی مادر یا رحم اجارهای هستن که پاشدن اومدن واسه همدلی…نگو که این جماعت عاشق فقط و فقط خواستن بیان با پردیس خانوم پورعابدینی بانوی اول این فیلم عکس یادگاری بندازن که با آقازاده میشناختنش.امان از این دهه هشتادیا بخدااا.
فیلم دسته دختران در روز پنجم به اندازهی یه لشکر حاشیه داشت.از طنازیهای نوید و فرشته موقع فتوکال گرفته تا کارگردان بی اعصابش که توی نشست رسانهای فیلم، با طعنه و تحقیر قید پاسخ به پرسشهای طرح شده رو میزد. راستی به نظرتون یه چیز عجیب نبود توی این فیلم؟ اینکه اسم فیلم دسته دختران بود اما فقط یه دختر توی دسته بود که اونم اصلا معلوم نشد واقعا کی هست و به چه انگیزهای اونجاست؟ بقیهی افراد دستهی دختران غیر از همین تک دختری که گفتم، چهار تا زن بودند به اضافهی یک مرد جوون البته بلاتکلیف.یعنی پنج بعلاوه یک…خب خانم کارگردان چی شد اسم فیلم رو نذاشتی دستهی زنان؟. اصلا بی خیال…لابد قید این سوال رو هم میزنه این خانم قیدی که معلوم نیست یه عکس با لباس خاکی داره پشت صحنهی دسته دختران یا نه!
تا حاشیههای روز ششم…بازم فعلا







